اینکه آمنه چنین شیوۀ سختی برای انتقام برگزیده شاید به این علت هم باشد که موحدی هیچگاه از او پوزش نخواسته بلکه بارها به تمسخر قربانی خود پرداخته است؛ از این گذشته، امیدی که بهرامی داشت، چه بسا سرنوشت موحدی باعث شود مردان دیگر از کارهای مشابه خود داری کنند.
آمنۀ بهرامی با استناد به قانون اسلامی که در ایران
ایران
ایران با نام رسمی جمهوری اسلامی ایران کشوری در جنوب غربی آسیا و در منطقهٔ خاورمیانه با ۱٬۶۴۸٬۱۹۵ کیلومترمربع وسعت (۱۸ام درجهان) و بر پایهٔ سرشماری سال ۱۳۸۵ حدود ۷۰٬۴۷۲٬۰۰۰ نفر جمعیت است. پایتخت، بزرگترین شهر و مرکز فرهنگی، صنعتی و سیاسی این کشور تهران است.
ایران از شمال با جمهوری آذربایجان، ارمنستان و ترکمنستان، از شرق با افغانستان و پاکستان و از غرب با ترکیه و عراق مرز زمینی دارد و همچنین از شمال با دریای خزر و از جنوب با خلیج فارس و دریای عمان همسایهاست، که دو منطقهٔ نخست از مناطق مهم استخراج نفت و گاز در جهان هستند.
نظام سیاسی ایران برپایهٔ قانون اساسی مصوب ۱۳۵۸ (و بازنگری ۱۳۶۸) پایهریزی شدهاست. بالاترین جایگاه رسمی ایران پس از انقلاب، ولایت فقیه است که اکنون در اختیار سید علی خامنهای است. اسلام دین رسمی، تشیع مذهب رسمی و فارسی زبان رسمی ایران است. ایران به عنوان یک سرزمین و یک ملت پیشینهای کهن دارد و یکی از تاریخیترین کشورهای جهان بهشمار میرود.
ایران به واسطه قرار گرفتن در منطقهٔ میانی اوراسیا موقعیتی راهبردی دارد. این کشور از اعضای سازمان ملل متحد، جنبش عدم تعهد، سازمان کنفرانس اسلامی، اوپک، سازمان اکو و چندین سازمان بینالمللی دیگر است. ایران یک قدرت منطقهای در جنوب غربی آسیا است و جایگاهٔ مهمی را در اقتصاد جهانی به دلیل در اختیار داشتن صنعت نفت، صنعت پتروشیمی و گاز طبیعی برای خود بدست آوردهاست.
ایران با مشکلات کم آبی دست و پنجه نرم میکند. پیشبینی میشود ایران در سال ۲۰۲۵ در وضعیت تنش آبی قرار بگیرد.
منبع: ویکی پیدیا فارسی
مجراست توانست حکم قصاص
قصاص
"قصاص در لغت، اسم مصدر از ریشه «قصَّ یقُصُّ» به معنای پی گیری نمودن اثر چیزی است."
اما در فقه و حقوق قصاص مجازات مجرم به شکلی معمولا مشابه جرم را گویند.
به عنوان مثال اعدام قاتل به سبب انجام قتل، یا کور کردن فردی که بینایی دیگری را از او گرفته است.
"قصاص و یا نهادهایی شبیه به آن، درمیان جوامع انسانی بی سابقه نبوده است، حتی در قدیمیترین قوانین بر جای مانده از تمدنهای کهن شرقی و غربی، میتوان نمونههایی از «مقابله به مثل» را در نظامهای کیفری پیدا کرد." ویل دورانت در تاریخ تمدن می نویسد : در بسیاری از قبایل اولیه، کشته شدن شخص الف توسط شخص ب سبب می شد که فرزندان شخص الف یا دوستش ج، شخص ب را به قتل می رساندند و پس از آن ج را پسران ب یا دوستش د بکشند و این عمل تا آخر حروف الفبا ادامه پیدا می کرد. اصل انتقام در تمام طول تاریخ حقوق و قانون وجود داشته و اثر آن در قانون قصاص حقوق روم، قوانین حمورابی و شریعت موسی (چشم در مقابل چشم) دیده می شود و به آسانی می توان تاثیر آن را در قوانین جزایی که امروزه در بعضی از کشورهاست را مشاهده کرد.
منبع: ویکی پیدیا فارسی
بگیرد. همانند دیانت یهود، اسلام هم حق قصاصِ «نفس در برابر نفس، چشم در برابر چشم، دندان در برابر دندان» را می شناسد – قانونی که امروز خشن و عقب مانده می نماید در زمان خود از این جهت پیشرفتی محسوب می شده که جامعه را از خونخواهی بی پایان در امان می داشته است.
علاوه بر این آسیب دیده می تواند به عامل این امکان را بدهد که گناه خود را با پرداخت دیه پاک کند؛ این شکلِ انتقام در کشورهایی نیز که شریعت در آنها مجراست از مدتها پیش قاعده شده است.
از این گذشته قرآن دعوت به ملایمت و بخشش می کند: در سوره ای که عبارت تورات «چشم در برابر چشم» تقریباٌ با همین شکل آورده می شود جمله ای می آید: «اما هرکس از آن چشم بپوشد برای او ما به ازایی است» – بنابراین کسی که از قصاص بگذرد برای رستگاری روح خود کاری انجام داده است.
البته در قصاص به شکلی که در تورات و قرآن آمده، اینگونه نیست که همیشه بین عمل انجام شده و انتقام هم ترازی وجود داشته باشد. اگر قربانی از طبقۀ بالاتر یا پایین تری از عامل باشد باید اختلاف محاسبه شود – اینگونه است که برای نمونه همۀ مذاهب سنی به استثنای حنفی کشتن قاتل را مجاز نمی دانند وقتی که قربانی از طبقۀ پایین تری نسبت به قاتل بوده است.
اما شیعه به یک قربانی از طبقۀ پایین اجازۀ قصاص می دهد مشروط بر اینکه به اصطلاح «تفاوت» را بپردازد که با توجه به طبقه های مختلف و خون بهایِ متفاوت حساب می شود. این حسابگری که شریرانه می نماید هم قرار است در مورد بهرامی به کار رود.
زیرا آمنه به عنوان زن در برابر قانون نیمی از ارزش عاشق خود را دارد که دست رد به سینه اش زده بود: بنابراین یک چشم او برابر هر دو چشم آمنه. و حدود ۲۵ هزار فرانک (سوئیس) برای چشم دوم. این مبلغ به نوبۀ خود پولی بود که برای آمنه به جهت آسیب های دیگرش در نظر گرفته شده بود به گونه ای که کار وحشتناک قرار شد به انجام برسد: مجید نیز می بایستی بقیۀ زندگی خود را در تاریکی به سربرد، البته مقرر شد که مجازات دست کم زیربیهوشی و به وسیلۀ پزشک انجام شود.
اما وقتی بهرامی شنبۀ گذشته وارد تهران شد تا در هنگام اجرای حکم حضور داشته باشد به او اطلاع دادند که اجرای حکم موقتاٌ متوقف شده است. بهرامی که در این فاصله در اسپانیا زندگی می کند به گفتۀ خودش تنها کسی از طرف های درگیر در ماجرا بوده که از قبل این تصمیم را به او اطلاع نداده بوده اند.
در جایی که بهرامی به گفتۀ ناشر آلمانیش خشم و نارحتی اش را دربارۀ این تعویق که با استدلال های مبهم توجیه شده اعلام می دارد آدم ناخواسته به عنوان ناظر نفس عمیقی می کشد. آیا وحشتناک نیست که زنی – از این گذشته زنی امروزی و تحصیل کرده – می خواهد به این حق استناد کند که در پرتو روشنگری و انسان دوستی باید مدتها پیش منسوخ و محکوم می شده است؟
این پرسش به جایی است، اما باید این پرسش را در درجۀ اول از دادگاه هایی کرد که شریعت و مجازات های بدنی وحشیانه اش را چون گذشته به اجرا در می آورند. اما در مورد آمنۀ بهرامی با توجه باور مسیحی یا انسان گرایانۀ ما این هشدار هم ضروری می نماید که سنگ اول را نیندازیم: انسان چقدر می تواند ببخشد و بزرگواری نشان دهد وقتی هر روز جدیدی در تاریکی و تردید شروع می شود؟
آمنۀ بهرامی حق تیرۀ خود را به دست آورده است – در جامعه ای که اغلب خود به خود و بدون هر گونه دلیلی گفته شده خود او هم در نگون بختی اش تقصیر دارد. وی مدتها دربارۀ بخشش فکر کرده است؛ شاید راحت ترین کار بوده – به خاطر خدا و انسان ها و وجدان خودش. از تهدید به قتل هایی هم که آمنه از سوی بستگان عامل می شود خبری نمی بود. اما اگر قرار باشد حکم دادگاه به اجرا در نیاید آرامش درونی به آمنۀ بهرامی بر نمی گردد. و اما اگر حکم اجرا شود آمنه نه تنها باید با این واقعیت زندگی کند که چه بر سر او آمده بلکه اینکه به خواست او چه بر سر دیگری آمده است.
* از: آنگلا شادِر / در: نویه تسورشِر تسایتونگ
عکس از AP









قبلی





