دریافت مطالب بروز شده

روزانه

نحوه کار کرد

هفتگی

  • لیست ها

ماهیانه

نسخه چاپی مجله

کلمات کلیدی

تبادل لینک

سبز نامه

یک ایمیل خالی به این آدرس ارسال کنید

سبز نامه

irandarjahan chez sabznameh.com

اطلاعات بیشتر در مورد این سرویس

پذيرش سايت > سیاست > مبتلا به ویروسِ تحریر

مبتلا به ویروسِ تحریر

27 مه 2011 >> اولریش لادورنِر >> ح.پدرام (ترجمه از آلمانی) >> دی تسایت

 دیدگاه این مقاله را از طریق ایمیل ارسال کنید GET THE PDF VERSION

در حالیکه خیابان های عربی را آشوب گرفته در خیابان های تهران آرامش حکمفرماست. زندان ها پر. رهبران مخالفان در زندان. تعداد اعدام ها بی سابقه بالا رفته است. ترس همه جا حاضر و فلج کننده است.

برخی خودکامگانِ عربِ سقوط کرده یا در تلاش برای حفظ قدرت، احتمالاٌ با غبطه به تهران نگاه می کنند. اما مناسبتی ندارد. زیرا حکومت شاهد بزرگ ترین چالش خود در بعد از اعتراض های مردمی در دو سال پیش است. البته این چالش در درونِ دستگاه حاکم است. رئیس جمهور محمود احمدی نژاد احمدی نژاد محمود احمدی‌نژاد (۶ آبان ۱۳۳۵ در آرادان) ششمین رئیس جمهوری اسلامی ایران است. وی هم‌چنین نخستین استاندار اردبیل بوده‌است. وی در موقعیت شهردار تهران در انتخابات نهم ریاست جمهوری ایران شرکت کرد و در ۳ تیر ۱۳۸۴ در دور دوم از این دوره با کسب ۱۷ میلیون رای در انتخابات ریاست جمهوری، پیروز شد.

وی ششمین رئیس جمهور ایران بعد از انقلاب ۱۳۵۷ می‌باشد. دورهٔ اول ریاست جمهوری او همزمان با پایان کار دولت نهم در ۱۲ مرداد ۱۳۸۸ پایان یافت. احمدی‌نژاد در انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری با ۲۴ میلیون و ۵۹۷ هزار رأی پیروز اعلام شد. ولی گروه هایی از مردم که معتقد به تقلب در این انتخابات بودند ‏اعتراضات گسترده‌ای در چندین شهر ایران برگزار کردند.

احمدی نژاد با افسانه خواندن هولوکاست،و طرح سوالاتی درباره ماهیت آن خواستار تحقیق مجدد درباره این موضوع شد.


منبع: ویکی پیدیا فارسی
با رهبر انفلاب حسابی به پر وپای هم پیچیده اند. تمامی ساختار قدرت به نوسان در آمده است.

ظاهراٌ مسئله سر مردی به نام اسفندیار رحیم مشایی رحیم مشایی اسفندیار رحیم مشایی (زادهٔ آبان ۱۳۳۹ در روستای مشا از توابع رامسر) سیاست‌مدار ایرانی و رئیس دفتر و سرپرست نهاد ریاست جمهوری ایران، دبیر کمیسیون فرهنگی دولت، ریاست شورای هماهنگی مناطق آزاد و ویژه اقتصادی، ریاست گروه مشاوران جوان ریاست جمهوری، رئیس کارگروه زیارت و فرهنگ رضوی، جانشین رئیس‌جمهور در شورای عالی امور ایرانیان خارج از کشور، رئیس مرکز ملی جهانی‌شدن، رئیس شورای اطلاع‌رسانی دولت ایران و نماینده ویژه رئیس‌جمهور در امور خاورمیانه است.

او در زمان شهرداری محمود احمدی‌نژاد رئیس سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران بود. در دولت اول احمدی‌نژاد مشایی ریاست سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری ایران را بر عهده داشت. وی در تیرماه ۱۳۸۸ معاون اول رئیس‌جمهور ایران شد. اما پس از یک هفته از حکم حکومتی رهبر ایران، مبنی بر برکناری مشایی از این سمت، رحیم مشایی از پست خود استعفا داد و ساعتی بعد از سوی احمدی‌نژاد به عنوان رئیس دفتر ریاست جمهوری منصوب شد. او در رشتهٔ مهندسی الکترونیک در دانشگاه صنعتی اصفهان تحصیل نموده و پدر عروس احمدی‌نژاد است. از وی به عنوان یار همیشگی محمود احمدی‌نژاد یاد می‌شود. رحیم‌مشایی به طور گسترده به رهبری طیف موسوم به جریان انحرافی متهم می‌شود.


منبع: ویکی پیدیا فارسی
است. احمدی نژاد پدر عروسش را به مقام های مهمی گماره است، برخلاف خواستۀ مؤکد رهبرانقلاب سید علی خامنه ای سید علی خامنه ای سید علی حسینی خامنه (۲۴ تیر ۱۳۱۸، مشهد)[۲][۳] معروف به سید علی خامنه‌ای، رهبر کنونی نظام جمهوری اسلامی ایران است. او هم‌چنین از سال ۱۳۶۰ تا ۱۳۶۸ برای دو دوره پیاپی رئیس‌جمهور ایران بود. علی خامنه‌ای پس از مرگ سید روح‌الله خمینی، از طرف مجلس خبرگان رهبری به مقام رهبر نظام جمهوری اسلامی ایران برگزیده شد.


منبع: ویکی پیدیا فارسی
. بعد هم چند هفته پیش وزیر اطلاعات را از کار برکنار کرد و سال گذشته وزیر خارجه را. در هر دو مورد بدون مشورت با خامنه ای. این کار شکستن یک تابوست. زیرا رهبر مذهبی تاکنون در همۀ مسائل مهم حرف آخر را زده بوده است. اقتدارش بُن مایۀ نظام است.

این درست که از زمان پیدایی جمهوری اسلامی جمهوری اسلامی نظام جمهوری اسلامی ایران حکومت کنونی ایران است که پس از پیروزی انقلاب ایران در سال ۱۳۵۷ و در تاریخ ۱۲ فروردین ۱۳۵۸، طی یک همه‌پرسی با رای آری ۹۸٫۲٪ درصد از شرکت‎کنندگان تشکیل شد.

منبع: ویکی پیدیا فارسی
همواره مبارزه های شدیدی بین سرآمدانِ حکومت وجود داشته است. اما این درگیری ها همیشه زیر نظارت رهبر صورت گرفته که تصمیم های او را همۀ طرف ها – گرچه گاهی با گزیدن لب به دندان - می پذیرفتند. فقط وقتی رهبر بتواند نقش داوری خود را ایفا کند نظام از فروپاشی بر اثر درگیری های جناحی مصون می ماند. این نکته یکی از رمزهای مؤفقیت برای بقای جمهوری اسلامی است.

این نیز دلیلی است که چرا در ایران ایران ایران با نام رسمی جمهوری اسلامی ایران کشوری در جنوب غربی آسیا و در منطقهٔ خاورمیانه با ۱٬۶۴۸٬۱۹۵ کیلومترمربع وسعت (۱۸ام درجهان) و بر پایهٔ سرشماری سال ۱۳۸۵ حدود ۷۰٬۴۷۲٬۰۰۰ نفر جمعیت است. پایتخت، بزرگ‌ترین شهر و مرکز فرهنگی، صنعتی و سیاسی این کشور تهران است.

ایران از شمال با جمهوری آذربایجان، ارمنستان و ترکمنستان، از شرق با افغانستان و پاکستان و از غرب با ترکیه و عراق مرز زمینی دارد و همچنین از شمال با دریای خزر و از جنوب با خلیج فارس و دریای عمان همسایه‌است، که دو منطقهٔ نخست از مناطق مهم استخراج نفت و گاز در جهان هستند.

نظام سیاسی ایران برپایهٔ قانون اساسی مصوب ۱۳۵۸ (و بازنگری ۱۳۶۸) پایه‌ریزی شده‌است. بالاترین جایگاه رسمی ایران پس از انقلاب، ولایت فقیه است که اکنون در اختیار سید علی خامنه‌ای است. اسلام دین رسمی، تشیع مذهب رسمی و فارسی زبان رسمی ایران است. ایران به عنوان یک سرزمین و یک ملت پیشینه‌ای کهن دارد و یکی از تاریخی‌ترین کشورهای جهان به‌شمار می‌رود.

ایران به واسطه قرار گرفتن در منطقهٔ میانی اوراسیا موقعیتی راهبردی دارد. این کشور از اعضای سازمان ملل متحد، جنبش عدم تعهد، سازمان کنفرانس اسلامی، اوپک، سازمان اکو و چندین سازمان بین‌المللی دیگر است. ایران یک قدرت منطقه‌ای در جنوب غربی آسیا است و جایگاهٔ مهمی را در اقتصاد جهانی به دلیل در اختیار داشتن صنعت نفت، صنعت پتروشیمی و گاز طبیعی برای خود بدست آورده‌است.

ایران با مشکلات کم آبی دست و پنجه نرم می‌کند. پیش‌بینی می‌شود ایران در سال ۲۰۲۵ در وضعیت تنش آبی قرار بگیرد.

منبع: ویکی پیدیا فارسی
تقابلِ اصول گرا/ معتدل، گویایی کمتری از خودی/غیرخودی دارد. کسی که «خودی» است چه بسا در مبارزه ای بازنده و گاهی کنار گذاشته شود. اما زمانی دورِ گردون به کام او هم خواهد گشت و دوباره سهمی از قدرت به دست خواهد آورد – مشروط براینکه به بلا منازع بودن رهبر احترام بگذارد.

ایران به این شکل تا حدودی انعطاف پذیری به دست آورده است. وقتی فشار خارج زیاد می شود، همانند دورانی که موج اعتراض ها در تابستان ۲۰۰۹ اتفاق افتاد، سرآمدان با هم متحد می شوند. دقیقاً در این صورت است که کسی قدرت مطلق خامنه ای را مورد تردید قرار نمی دهد.

خامنه ای دو سال پیش در جریان اعتراض ها، تمام وزن سیاسی خود را به سود احمدی نژاد به کار گرفت. وی با این کار خیلی خطر کرد. زیرا اعتراض ها نشان دادند که خودی ها در بین بخش های وسیعی از مردم هرگونه پذیرفتگی را از دست داده اند. احمدی نژاد امروز بدون کمک خامنه ای بر مسند قدرت نمی بود.

رفتار متمردانۀ احمدی نژاد کار را از ناسپاسی فرزندی هم گذرانده که پدر با زحمت بزرگش کرده است. اعلام جنگ است. مسئلۀ احمدی نژاد آیندۀ خود است، اما نیز ایرانی دیگر. بحران تابستان ۲۰۰۹ در بین سرآمدان ردی از خود به جا گذاشته است. اینان باید از خود بپرسند چگونه می توانند به از دست دادن گستردۀ اعتماد مردم واکنش نشان دهند. فشار بیشتر؟ آزادی بیشتر؟

ایران یک دیکتاتوری است، اما هرچه باشد هنوز از چند قاعده ای هم پیروی می کند. نه از این رو که به مردم احترام می گذارد بلکه چون این قاعده ها حکومت را از جمودی ساختارها حفظ می کند. برای نمونه هیچ رئیس جمهوری نمی تواند بیش از دو دوره رئیس جمهور باشد.

در سال ۲۰۱۳ رئیس جمهور جدیدی انتخاب می شود. احمدی نژاد که برای اولین بار در سال ۲۰۰۵ رئیس جمهور شد دیگر نمی تواند نامزد شود. به این دلیل است که فرد مورد اعتماد خود مشایی را ابتدا به معاونت اول بعد هم به ریاست دفترش گمارده است. می خواست او را به عنوان نامزد مطرح کند. بدین ترتیب قادر خواهد بود همچنان قدرت خود را هم تضمین کند – و این امکان را دارد که بعد از چهار سال دوباره نامزد شود. قانون اساسی اجازۀ این کار را می دهد. احمدی نژاد را می توان بناپارت گرای مذهبی دانست. خامنه ای جلوی او را گرفت. وی را وادار ساخت وزیر اطلاعات برکنار شده را دوباره برگرداند.

احمدی نژاد با «اعتصاب» واکنش نشان داد. بی هیچ توضیحی یازده روز در جلسه های هیأت دولت شرکت نکرد. بحران به او امکان داد ببیند چه کسی برای او مانده است زیرا بر اثر شدت درگیری اینان باید موضع خود را اعلام می کردند. واقعاٌ هم احمدی نژاد تن به خطر مبارزه داد زیرا فکر می کرد قدرتی مستقل از رهبر برای خود ایجاد کرده است. دلایل خوبی داشت تا چنین فرضی کند.

احمدی نژاد آدم سپاه سپاه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی سازمانی نظامی است که در نخستین روزهای پس از انقلاب ایران در سال ۱۳۵۷ به فرمان سید روح‌الله خمینی (بنیانگذار و رهبر نظام جمهوری اسلامی ایران) تشکیل شد. خمینی در دوم اردیبهشت سال ۱۳۵۸ طی فرمانی به شورای انقلاب اسلامی رسماً تأسیس این نهاد را اعلام کرد و شورای انقلاب با تأسیس شورای فرماندهی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، گام اساسی را در جهت سازماندهی این نهاد برداشت. سپاه نهادی نظامی و بازوی مسلح برای پاسداری از نظام جمهوری اسلامی ایران است.

قانون اساسی درباره سپاه می‌گوید:
« سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که در نخستین روزهای پیروزی این انقلاب تشکیل شد، برای ادامهٔ نقش خود در نگهبانی از انقلاب اسلامی و دستاوردهای آن پا برجا می‌ماند. حدود وظایف و قلمرو مسؤولیت این سپاه در رابطه با وظایف و قلمرو مسؤولیت نیروهای مسلح دیگر با تأکید بر همکاری و هماهنگی برادرانه میان آنها به وسیله قانون تعیین می‌شود.»

پس از فرماندهی محمد علی جعفری در سال ۱۳۷۸ نوآرایی‌های تشکیلاتی در سپاه روی داد. این نوآرایی‌ها شامل تشکیل سازمان بسیج مستضعفین و سازمان اطلاعات سپاه پاسداران و تشکیل ۳۱ سپاه استانی بود.


منبع: ویکی پیدیا فارسی
پاسداران است. اینان در سال های گذشته سمت های کلیدی زیادی در کشور به دست آورده اند. بی سر صدا ایران شروع به نظامی شدن کرده است. به موازات این جریان تا حدودی روحانی زدایی شده است، پس زدن روحانیون به صورت واقعی و نمادین.

اینکه روحانیت بعد از سال ها قدرت در بین بسیاری از ایرانی ها اعتبار خود را از دست داده بود به این روند کمک کرد. احمدی نژاد خواست از این مطلب سود برد. وی خود را همیشه برگزیدۀ امام دوازدهم شیعیان مطرح می کرد. به این شکل می خواست منبع قدرتی برای خود ایجاد کند که فراسوی روحانیت سنتی است.

برخی از آیت الله ها احمدی نژاد را بدعت گذارِ خطرناکی می دانند، پیرو یک فرقه. احمدی نژاد کوشید توده های فقیر را طرفدار خود کند، به این شکل که به آنها پول داد. وطن دوستان را خواست طرفدارخود کند به این شکل که نشان دهد چون جنگجویی مؤفق و مصمم علیه هرگونه نفوذی از خارج مقابله می کند. آیا در مقابل فشار زیاد بین المللی به غنی سازی اورانیوم ادامه نداده بود؟

بنابراین احمدی نژاد خود را در حدی قوی می دید که رهبر را به چالش بخواند. اما اشتباه می کرد. ستون اصلی قدرتش فوری فرو ریخت. فرماندۀ سپاه پاسداران به او هشدار داد از خامنه ای اطاعت کند.

احمدی نژاد به اعتصاب خود پایان داد و چند روز پیش در مصاحبه ای با قیافه ای گرفته وفاداری خود را به رهبر اعلام کرد. نظام پسر خطرناک خود را دوباره برگرداند – تا شروع اختلاف بعدی. حتماٌ خواهد آمد. نه خیلی به جهت احمدی نژاد بلکه چون تمامی نظام دنبال تعادل است. تظاهرات تابستان ۲۰۰۹ حکومت را از توازن خارج کرد. انقلاب ها در کشورهای عربی چشم اندازی ایجاد کرده اند. بحران در قلب قدرت در ایران پیامد هردوست.

* از: اولریش لادورنِر / در: دی تسایت

6 خرداد 1390
این مقاله را از طریق ایمیل ارسال کنید این مقاله را از طریق ایمیل ارسال کنید
این مقاله را به اشتراک بگذار