پذيرش سايت > فرهنگ > «توقف‌گاه»: پروژه‌ای که هر روز با وضعیت اضطراری مواجه بود

«توقف‌گاه»: پروژه‌ای که هر روز با وضعیت اضطراری مواجه بود

17 دسامبر 2013 >>

سینما // هنرمند ایرانی // جشنواره

 دیدگاه این مقاله را از طریق ایمیل ارسال کنید ارسال GET THE PDF VERSION Balatarin

فیلم فیلم مستند کاوه بختیاری رد کسانی را دنبال می کند که از ایران ایران ایران با نام رسمی جمهوری اسلامی ایران کشوری در جنوب غربی آسیا و در منطقهٔ خاورمیانه با ۱٬۶۴۸٬۱۹۵ کیلومترمربع وسعت (۱۸ام درجهان) و بر پایهٔ سرشماری سال ۱۳۸۵ حدود ۷۰٬۴۷۲٬۰۰۰ نفر جمعیت است. پایتخت، بزرگ‌ترین شهر و مرکز فرهنگی، صنعتی و سیاسی این کشور تهران است.

ایران از شمال با جمهوری آذربایجان، ارمنستان و ترکمنستان، از شرق با افغانستان و پاکستان و از غرب با ترکیه و عراق مرز زمینی دارد و همچنین از شمال با دریای خزر و از جنوب با خلیج فارس و دریای عمان همسایه‌است، که دو منطقهٔ نخست از مناطق مهم استخراج نفت و گاز در جهان هستند.

نظام سیاسی ایران برپایهٔ قانون اساسی مصوب ۱۳۵۸ (و بازنگری ۱۳۶۸) پایه‌ریزی شده‌است. بالاترین جایگاه رسمی ایران پس از انقلاب، ولایت فقیه است که اکنون در اختیار سید علی خامنه‌ای است. اسلام دین رسمی، تشیع مذهب رسمی و فارسی زبان رسمی ایران است. ایران به عنوان یک سرزمین و یک ملت پیشینه‌ای کهن دارد و یکی از تاریخی‌ترین کشورهای جهان به‌شمار می‌رود.

ایران به واسطه قرار گرفتن در منطقهٔ میانی اوراسیا موقعیتی راهبردی دارد. این کشور از اعضای سازمان ملل متحد، جنبش عدم تعهد، سازمان کنفرانس اسلامی، اوپک، سازمان اکو و چندین سازمان بین‌المللی دیگر است. ایران یک قدرت منطقه‌ای در جنوب غربی آسیا است و جایگاهٔ مهمی را در اقتصاد جهانی به دلیل در اختیار داشتن صنعت نفت، صنعت پتروشیمی و گاز طبیعی برای خود بدست آورده‌است.

ایران با مشکلات کم آبی دست و پنجه نرم می‌کند. پیش‌بینی می‌شود ایران در سال ۲۰۲۵ در وضعیت تنش آبی قرار بگیرد.

منبع: ویکی پیدیا فارسی
یا هرجای دیگری با رویای زندگی بهتر به اروپا می‌آیند. در این مصاحبه فیلم‌ساز به سوالات شما پاسخ می‌دهد.

شارل: چگونه به این فکر رسیدید که مستندی در مورد وضعیت مهاجران مهاجران بسازید و چرا در آتن؟

کاوه بختیاری: همه چیز از آن‌جا شروع شد که من برای ارایه فیلم فیلم قبلی‌ام که یک فیلم کوتاه داستانی بود و در چند فستیوال فستیوال شرکت کرده بود، به فستیوال آتن آمدم. در آن موقع و درست زمانی که مشغول نوشتن اولین فیلم بلند داستانی‌ام بودم، متوجه شدم که یکی از اعضای خانواده خانواده که سعی داشته به صورت غیرقانونی از یونان خارج شود، به زندان افتاده است. سعی کردم بفهمم چطوری میتوانم به او کمک کنم و با خودم گفتم که این می‌تواند در نوشتن داستانی که مشغول نوشتنش بودم، به من کمک کند. و این‌که در وضعیت اضطراری، برای بررسی چنین سوژه‌ای یعنی مهاجران غیرقانونی، مستند مناسب‌تر است.

ایو : چه مدت زمانی را با آن‌ها گذراندید؟

کاوه بختیاری: فیلم‌برداری یک سال طول کشید. معجزه است که این فیلم وجود دارد. من حتی از بعضی از این مهاجران غیرقانونی بیشتر آن‌جا ماندم، واقعا پرماجرا بود. شش ماه، بی‌وقفه، در یک دوره یک ساله.

زاویه: این درست است که شما تمام این یک سال غرق فیلم بودید؟ روزهای شما چگونه می‌گذشت؟ کمی اوقات فراغت برای خود داشتید؟

کاوه بختیاری: این بخش سخت فیلم بود. وضعیت زندگی این مهاجران غیرقانونی خیلی سخت است، حتی تلاش برای زنده ماندن به لحاظ فیزیکی هم هست. هر روز صبح به یک کافه می‌رفتم و فیلم را می‌نوشتم، من برای این فیلم خیلی چیز نوشتم. در نهایت، عاملی که من را در وضعیت سخت قرار داده بود یعنی فیلم، همان عاملی بود که بالاخره به جلیقه‌ی نجات من تبدیل شد. من هم یک کارکرد داشتم و آن این بود که این فیلم را به سرانجام برسانم. این موضوع سرپا نگهم می‌داشت و من تنها کسی بودم که می‌توانستم آن‌چه که آن‌جا می‌گذشت را نشان دهم. چیز دیگری که کمکم می‌کرد این بود که من در مقایسه با وضعیت آن‌ها واقعا حق شکایت نداشتم. اما فکر می‌کنم که این چیزها خطرناک است، با این‌که تصور نمی‌کنم این فیلم می‌توانست طور دیگری باشد، اما لزوما هم بی‌اشکال نیست.

فرانسواز: آیا شک داشتید که بتوانید فیلم‌برداری را ادامه دهید؟

کاوه بختیاری: بله، من خیلی می‌نوشتم. تقریبا می‌دانستم که چه چیزی را لازم دارم ببینم و فیلم بگیرم. اما از آن‌جایی که آدم خجالتی هستم، به غریزه‌ام اعتماد می‌کردم. اگر احساس می‌کردم که زیادی وقیحانه یا فضولی است، فیلم نمی‌گرفتم. این پروژه‌ای است که هر روز در وضعیت اضطراری بود، در طول یک سال، برای همه. اما چیزی که در طول نوشتن و فیلم‌برداری مهم بود این بود که بیننده چه خواهد فهمید؟ چه چیزی را نخواهد فهمید؟ و مخصوصا، هدف من این بود که تماشاگر به هیچ کلید کلید ی برای خوانش فیلم نیاز نداشته باشد، نه اجتماعی، نه اقتصاد اقتصاد ی و نه سیاسی. من فکر می‌کنم این فیلمی است که می‌توانیم آن را دنبال کنیم بی‌آنکه چیزی از مهاجرت مهاجرت بفهمیم و نه از سیاست سر درآوریم. بدون هیچ مشکلی می‌توانیم درگیر این فیلم شویم، همان‌طور که درگیر یک فیلم ماجراجویانه می‌شویم.

آنتونی: آیا از این می‌ترسیدید که کار شما توسط مقامات آتن شناسایی شود و برای آن‌ها مشکل قضایی درست کند؟ چه احتیاط‌هایی را لحاظ می‌کردید؟

کاوه بختیاری: بله، می‌ترسیدم. آ‌ن‌ها همیشه در خطر بودند. در واقع، من خودم یکی از اعضای گروه بودم، تمام و کمال، آن‌ها مرا پذیرفته بودند، برای خودم جایگاه مشخصی داشتم. به عنوان مثال، اگر چیزی برای آن‌ها پیش می‌آمد، من می‌توانستم دنبال‌شان بگردم، سعی کنم بفهمم چه اتفاقی برای آن‌ها افتاده، البته به کمک پاسپورت اروپایی‌ام. در فیلم هم یک قسمتی هست که این مساله را نشان می‌دهد، البته نه با جزییات، ولی به آن اشاره می‌کند. و این‌که من با یک دوربین خیلی کوچک رفته بودم که شبیه توریست توریست ‌ها به نظر برسم. این هم به سختی فیلم اضافه می‌کرد، اما امنیت امنیت آن‌ها را حفظ می‌کرد چون شبیه توریست‌ها به نظر می‌رسیدیم. این فیلم بدون مجوز و به صورت مخفیانه ساخته شده. وقتی مقامات از من می‌پرسیدند که در آن‌جا چه کار می‌کنم، تنها می‌گفتم که یک توریست هستم که دارم از آتن فیلم می‌گیرم.

آرنو رنو : هر روز که می‌گذشت را فیلم می‌گرفتید یا لحظه‌های خاصی را ترجیح می‌دادید؟ کدام لحظه‌ها؟

کاوه بختیاری: همیشه دوربین را با خودم همراه داشتم و به این ترتیب بود که تصمیم می‌گرفتم چه وقتی فیلم‌برداری کنم. بعضی روزها اصلا فیلم نمی‌گرفتم.

لوسی: در آخر چند ساعت راش داشتید؟ مونتاژ را چه کسی انجام داد؟

کاوه بختیاری: با حساب صداها، حدودا پانصد ساعت. مونتاژ کار عظیمی بود. پیاده کردن راش‌ها تقریبا چهار ماه و نیم طول کشید. با یک تدوین‌گر به اسم سو آبادی (Sou Abadi) شروع کردم که فارسی صحبت می‌کرد، اما به خاطر کیفیت تصاویر و حجم بالای آن‌ها و تعداد پرسوناژهایی که داشتیم، بلافاصله فهمیدم که تنها کسی که می‌تواند این کار را انجام دهد خودم هستم. مونتاژ را به تنهایی از ابتدا به دست گرفتم که یک سال طول کشید و دوباره ساختار فیلم را از نو ساختم. اواخر مونتاژ، تدوین‌گر دیگری به اسم شارلوت تور (Charlotte Tourres) برای کمک به من آمد و ما فیلم را به سرانجام رساندیم. و ماری ایو هیلدبراند (Marie-Eve Hildbbrand)، مشاور هنری فیلم که همیشه در زمان نوشتن و فیلم‌برداری کنار من بود و قطعا در مواقع کلیدی مونتاژ که به من مشاوره‌های خیلی خوبی می‌داد.

ماتیلد: هزینه فیلم را چگونه تامین کردید؟

کاوه بختیاری: لوییز پروداکشنز (Louise Productions) با فیلم همراه بود و من یک پرونده بسیار حجیم هشتاد صفحه‌ای نوشتم که برای سازمان ‌های سرمایه‌گذار مثل سی‌ان‌سی (CNC) فرانسه فرانسه فرستادم که به ما مبلغی پیش پرداخت داد. سپس کمکی از جانب OFC (دفتر فدرال فرهنگ) در برن دریافت کردیم و همچنین از تلویزیون سوییس. شانس آوردم. البته که برای نوشتن یک پرونده بسیار محکم که شبیه خود فیلم باشد وقت گذاشتم و از حمایت‌‌های مالی هم بهره‌مند شدیم.

لورانس: سرنوشت مهاجران غیرقانونی که در طول فیلم دنبال‌شان کردید چه شد؟ آیا از برخی از آن‌ها خبر دارید؟

کاوه بختیاری: شیوه‌ای که می‌خواستم با‌ آن این قصه را تعریف کنم چنین بود: مهاجران غیرقانونی با مرزها می‌جنگ جنگ ند، من هم برای سبک و دراماتورژی فیلم مرز تعیین کردم. فیلم به آن‌چه در گذشته گذشته اتفاق افتاده و آن‌چه در آینده رخ خواهد داد، نمی‌پردازد. این خارج از مرز فیلم است. حالا بعضی از آن‌ها جایی در اروپا هستند و موقعیت‌ قانونی پیدا کرده‌‌اند. بعضی دیگر، متاسفانه، هنوز سرگردانند.

بنجامین: چه بازتاب بازتاب ی راجع به فیلم‌تان دریافت کردید؟

کاوه بختیاری: یک اتفاق باورنکردنی افتاد؛ فیلم را در فاصله‌ی خیلی کوتاهی با فستیوال کن تمام کردیم. به همین دلیل نخستین نمایش واقعی فیلم را من با مخاطبان حقیقی در فستیوال کن تجربه کردم و از بخت خوب من، دو نفر از قهرمان رمان ان فیلم همراهم بودند و با من روی صحنه آمدند. فکر می‌کنم این تکان‌دهند هند ه‌‌ترین و باورنکردنی‌ترین لحظه‌ این ماجرا بود. احساسی که این دو نفر فرای موضوع فیلم داشتند، لذتی بود که از تماشای یک فیلم واقعی سینما سینما سینما شاخه‌ای از هنر است که در آن یک داستان به وسیله دنباله‌ای از تصاویر متحرک (فیلم) نمایش داده می‌شود. یک اثر سینمایی که فیلم سینمایی نامیده می‌شود، از عناصر تصویر (به صورت مجموعه‌ای از فریم‌ها) و صدا (گفتگو، صدا و موسیقی) تشکیل شده‌است. یک فیلم بر اساس فیلمنامه یا سناریو و توسط مجموعه‌ای از بازیگرها، کارگردان، فیلم‌بردار و عوامل دیگر ساخته می‌شود. سینما جدیدترین شاخه هنر، معروف به هنر هفتم است که امروزه یکی از عمومی‌ترین و محبوب‌ترین تولیدات هنری را ارایه می‌کند. سینما همچنین به محل پخش عمومی فیلم سینمایی نیز گفته می‌شود.


برادران لومیر در سال ۱۸۹۵ سینماتوگراف(اولین دوربین فیلم برداری) را اختراع کردند. هرچند نمی‌توان این دو برادر فرانسوی را یگانه افرادی دانست که به پیدایش هنر سینما کمک کردند. پیدایش سینما و فن فیلمبرداری خود مرهون پیشرفت‌های بسیار زیادی هم در عرصهُ تکامل نگاتیو بود و هم تکامل دستگاه‌های اولیه عکاسی. بطوریکه نمی‌توان قاطعانه از یک نفر به‌عنوان مخترع سینما نام برد. دستگاه‌هایی همچون کینتوسکوپ، ویتاسکوپ و بایوسکوپ همگی در پیدایش دستگاه سینماتوگراف موثر بوده‌اند.

برادران لومیر خود ده‌ها فیلم کوتاه ساختند که همهُ آنها صرفاً از یک نما تشکیل می‌شد و قطع و وصل و تدوین در آنها وجود نداشت. از جملهٔ این فیلم‌ها می‌توانیم به "ورود قطار به ایستگاه"(که به عنوان اولین فیلم ساخته شده به دست بشر محسوب می‌شود)، "خروج قایق از لنگرگاه"، "غذا خوردن کودک" و "خروج کارگران از کارخانه" اشاره کنیم.
پس از لومیرها، ژرژ مه‌لیس باعث تکامل فن سینما شد. دیدگاه مه‌لیس نسبت به سینما یک دیدگاه تئاتری بود.

او پرده‌های گوناگونی از نمایش را فیلمبرداری می‌کرد و سپس این پرده‌ها را به یکدیگر متصل می‌کرد. ژرژ مه‌لیس همچنین پدیدآورنده فن تروکاژ در سینماست. پس از مه‌لیس، ادوین اس پورتر باعث تکامل بنیادین و ساختاری سینما شد. او با ساختن فیلم‌های "زندگی آتش‌نشان آمریکایی" و "سرقت بزرگ قطار" سینما را به عنوان پدیده‌ای که امروزه می‌شناسیم معرفی کرد. سینمای پورتر دیگر ارتباطی به تئاتر نداشت، بلکه هنری مستقل و جدید بود. پورتر، پیشگام فن تدوین فیلم نیز می‌باشد. راهی که او در سینما آغاز کرد در نهایت به سینمای داستان‌گوی هالیوود منجر شد.


منبع: ویکی پیدیا فارسی
یی بردند. همچنین به من گفتند میزان خاطرات از یادبرده‌ای که به لطف فیلم باز یافتند غیرقابل تصور بوده است.

ادوارد: آن «پانسیون» چه شد؟ آیا هنوز میزبان مهاجران غیرقانونی است؟

کاوه بختیاری: این پانسیون دوازده سال است که وجود دارد. بارها دست به دست شده و چندین «نسل» مهاجر غیرقانونی در آن پناه گرفته‌ است. آن‌جا جایی بود با تاریخ تاریخ تاریخ پژوهش در رخدادها و کارهای آدمی در گذشته‌است. هرچند غالباً این رشتهٔ مطالعاتی را در زیرگروهی از علوم انسانی یا علوم اجتماعی قرار داده‌اند، با اینحال می‌توان آن را به عنوان پلی بین این دو شاخه تلقی کرد؛ زیرا روش‌های مطالعاتی مختلف آن از هر دو شاخه وام گرفته شده‌اند. تاریخ به عنوان یک رشتهٔ مطالعاتی دارای شاخه‌ها و گرایش‌های جانبی زیادی است که از آن میان می‌توان به تاریخ‌شماری، تاریخ‌نگاری، تبارشناسی، خط نگاری تاریخی(کتابت شناسی)و cliometrics اشاره کرد.

موّرخین از گذشته کوشیده‌اند تا پرسش‌های تاریخی را با پژوهش در اسناد نوشتاری پاسخ گویند. با این‌حال پژوهش‌های تاریخی تنها به این منبع‌ها محدود نمی‌شوند. به طور کلی منبع‌های دانش تاریخی را می‌توان به سه دسته تقسیم کرد: نوشته‌ها، گفته‌ها، بقایای مادی. تاریخ‌نگاران برای کار خود از هر سه استفاده می‌کنند.

موّرخان غالباً به اهمیت نوشته‌های تاریخی اشاره می‌کنند. این تأکید باعث ایجاد اصطلاح پیش از تاریخ شده که به دورانی که هنوز خط ساخته نشده بود اشاره می‌کند. تقسیم تاریخ به شکل پیش از تاریخ و پس از تاریخ بستگی زیادی به موضوع مورد مطالعه دارد زیرا خط در هر جای دنیا در زمان خاصی پدید آمده‌است.

توجه به گذشتهٔ انسان به طور طبیعی باعث تقیسم زمان به تکه‌های قابل اداره شده‌است. راه‌های زیادی برای تقسیم گذشته وجود دارد که از این میان می‌توان به تقسیم‌های تاریخ‌شماری، فرهنگی و موضوعی اشاره کرد. این سه گونهٔ تقسیم‌بندی انحصاری نیستند و غالباً می‌توان موارد تداخل را بین آن‌ها مشاهده کرد. تمرکز روی مکان، زمان یا موضوعی خاص بین موّرخان امری عادی است و باعث تخصص‌گرایی در تاریخ‌نگاری می‌شود. تاریخ برای دیگران، به شکل اصطلاحی کلی به معنای مطالعهٔ هر چیز دربارهٔ انسان‌های پیشین در آمده‌است اما به تازگی حتی این محدوده هم توسط رشته‌هایی چون تاریخ بزرگ به چالش کشیده می‌شود. از روزگاران گذشته تاریخ را با هدف‌های عملی یا نظری می‌خواندند اما امروزه آن را جهت کنجکاوی فکری هم مطالعه می‌کنند.


منبع: ویکی پیدیا فارسی
و افسانه‌‌های خودش. ما آخرین ساکنان آن بودیم. «پانسیون» دیگر یک پانسیون نیست. نمی‌دانم چه به سرش آمده است.

آنجل: آیا مشغول کار روی پروژه‌ی دیگری هستید؟

کاوه بختیاری: با توجه به موفقیت فیلم، زمان بسیار کمی برای پیش‌برد پروژه‌های دیگرم داشتم. فردا، می‌رویم برلین چون فیلم برای جایزه جایزه بهترین مستند اروپایی انتخاب شده است. امیدوارم که پس از گذشتن از این مرحله، بتوانم نوشتن فیلم بعدی را از سر بگیرم.

* در: لیبراسیون / مترجم: میم.امینی - ایران ایران ایران با نام رسمی جمهوری اسلامی ایران کشوری در جنوب غربی آسیا و در منطقهٔ خاورمیانه با ۱٬۶۴۸٬۱۹۵ کیلومترمربع وسعت (۱۸ام درجهان) و بر پایهٔ سرشماری سال ۱۳۸۵ حدود ۷۰٬۴۷۲٬۰۰۰ نفر جمعیت است. پایتخت، بزرگ‌ترین شهر و مرکز فرهنگی، صنعتی و سیاسی این کشور تهران است.

ایران از شمال با جمهوری آذربایجان، ارمنستان و ترکمنستان، از شرق با افغانستان و پاکستان و از غرب با ترکیه و عراق مرز زمینی دارد و همچنین از شمال با دریای خزر و از جنوب با خلیج فارس و دریای عمان همسایه‌است، که دو منطقهٔ نخست از مناطق مهم استخراج نفت و گاز در جهان هستند.

نظام سیاسی ایران برپایهٔ قانون اساسی مصوب ۱۳۵۸ (و بازنگری ۱۳۶۸) پایه‌ریزی شده‌است. بالاترین جایگاه رسمی ایران پس از انقلاب، ولایت فقیه است که اکنون در اختیار سید علی خامنه‌ای است. اسلام دین رسمی، تشیع مذهب رسمی و فارسی زبان رسمی ایران است. ایران به عنوان یک سرزمین و یک ملت پیشینه‌ای کهن دارد و یکی از تاریخی‌ترین کشورهای جهان به‌شمار می‌رود.

ایران به واسطه قرار گرفتن در منطقهٔ میانی اوراسیا موقعیتی راهبردی دارد. این کشور از اعضای سازمان ملل متحد، جنبش عدم تعهد، سازمان کنفرانس اسلامی، اوپک، سازمان اکو و چندین سازمان بین‌المللی دیگر است. ایران یک قدرت منطقه‌ای در جنوب غربی آسیا است و جایگاهٔ مهمی را در اقتصاد جهانی به دلیل در اختیار داشتن صنعت نفت، صنعت پتروشیمی و گاز طبیعی برای خود بدست آورده‌است.

ایران با مشکلات کم آبی دست و پنجه نرم می‌کند. پیش‌بینی می‌شود ایران در سال ۲۰۲۵ در وضعیت تنش آبی قرار بگیرد.

منبع: ویکی پیدیا فارسی
در جهان

عنوان اصلی مطلب:

«L’Escale»: «C’est un projet qui, tous les jours, était en situation d’urgence»

26 آذر 1392
این مقاله را از طریق ایمیل ارسال کنید این مقاله را از طریق ایمیل ارسال کنید ارسال
Balatarin
1 پيام

پاسخ به اين مقاله

اعلان پس از تأئيد

توجه، پيام شما فقط بعد از وارسي و تأييد نشان داده خواهد شد.

كي‌ هستيد؟

براي نمايش آواتار همراه با پيام خود، اول اينجا ثبتشان كنيد gravatar.com (مفت و رايگان) و يادتان نرو كه نشاني ايميل خودتان را هم اينجا قيد كنيد.

نظر خود را اينجا اضافه كنيد
  • اين فرم ميان‌‌بر‌هاي اسپيپ [->url] {{سياه}} {ايرانيك} <quote> <code> و كد‌هاي اچ.تي.ام.ال <q> <del> <ins> را مي‌پذيرد. براي ايجاد پارگراف،‌ فقط يك سطر خالي بگذاريد.

Suivre les commentaires : RSS 2.0 | Atom

درباره این مقاله

کلمات کلیدی

تبادل لینک