بلافاصله بعد از دستگیری ام، مجبور به تحمل ضرب و شتمی شدم که متعجبم کرد: این تازه شروع زندانی شدنم در اوین بود - آنها تا کجا پیش می روند؟ داستان های زیادی شنیده بودم و نمی توانستم سد راه افکار وحشتناکی شوم که به ذهنم خطور می کرد: ناخن های انگشت ها کشیده شده بودند. شوک های الکتریکی به بیضه ها. پدرم که زندانی دوران شاه بود، می گفت: «اولین کاری که او با انبردست ها انجام داد این بود که لاله گوشم را با آن پیچاند.»«اگر فکر می کنی که این کار درد دارد، فقط منتظر بمان. هیچ چیزی دردناک تر از زمانی نیست که از آن انبردست ها برای کشیدن ناخن هایت استفاده می کنند.»









دیدگاه









