RSS

روزانه

ایران- چین، پشت صحنه های یک ماه عسل

دلفين مينويي / میشل مَکینسکی / اّرنو دو لا گرانژ / مترجم:هلیا جوانشیر (از فرانسوی) / لو فیگارو / 02/04/2010

پانزده سال پیش جمهوری اسلامی و چین بسیار کم یکدیگر را می‌شناختند. ولی چین از موقعیت کشوری که در جهان منزوی شده استفاده کرد و به اولین شریک تجاری ایران تبدیل شد.

در بازار تهران، دکان‌ها نمایشی غافلگیر کننده از ملی گرایی اسلامی ارائه می‌کنند که مقامات بر سر قدرت فخرش را می‌فروشند. در هر دالان، افسانه استقلال ایران به سرعت شکستن یک فنجان چینی ترک می‌خورد. از کاپشن گرفته تا یخچال و سجاده... اکثر تولیدات مصرفی معمول در ایران مارک «تولید چین» بر خود دارند و قیمت‌هایشان تمامی رقبا را به چالش می‌کشد. حتی باربی ایرانی که سارا نام دارد، روسری تولید چین بر سر دارد.

این تابستان، در اوج اعتراضات به پیروزی محمود احمدی‌نژاد در انتخابات، نیروهای برقرار کننده نظم از شرکت چینی دالیان ایگل- اسکای برای خرید ماشین‌های ضد شورش بهره بردند؛ ماشین‌هایی که روی تظاهرکنندگان آب داغ و گاز اشک آور می‌ریخت. از آن زمان، معترضان ایرانی فریاد کشیدند: «مرگ بر چین!» و اکنون باید این حقیقت را بپذیرند که پکن اولین شریک تجاری تهران است؛ حقیقتی که غلبه بر آن مشکل است. در سال ۲۰۰۹، چین با ۲/۲۱ میلیارد دلار معامله تجاری در مقابل ۴/۱۴ میلیارد سه سال قبل ترش، جایگاه آلمان را که اولین شریک تجاری ایران در بیست سال گذشته بود، به چنگ آورده است.

مثل همیشه پکن تا جایی که می‌توانسته از موقعیت کشوری که در جهان منزوی شده بهره برده است. کلمان تِرمِس، متخصص مسائل ایران که مدرک دکترایش را در موسسه دانشگاهی تحصیلات عالی بین الملل ژنو IUHEI اخذ کرده است، می‌گوید: «چینی‌ها برنده اصلی عقب نشینی کمپانی‌های اروپایی به دلیل تحریم‌های اقتصادی و پرونده هسته‌ای هستند که مجبور به ترک ایران شدند».

فروش «هر آن‌چه قانونی است»

تجارت بزرگ قاعدتا همان نفت و گاز است. هر دو کشور، یکی دومین مصرف کننده جهانی طلای سیاه و دیگری، دومین صاحب منابع در جهان تمایل زیادی به شراکت داشتند. حمله امریکا به عراق در سال ۲۰۰۳ نزدیکی میان ایران و چین را سرعت بخشید. در اوایل سال‌های ۲۰۰۰ پکن با ایران بر سر توافق نامه‌های متعددی مذاکره می‌کرد که می‌توانست حدود ۱۳% مصرف نفتش را برآورده کند. با شروع جنگ، چینی‌ها عاقبت به منابع ایرانی روی آوردند. امروز ایران سومین صادر کننده نفت به چین است که ۱۲% نیازهایش را پوشش می‌دهد. با رفتن تدریجی کنسرسیوم‌های بزرگ (توتال، شل،ENI شرکت ملی نفت ایتالیا، ...) از ایران، پکن قراردادهای بیشتری در زمینه انرژی با این کشور می‌بندد.

در پنج سال، چینی‌ها صاحب حداقل شش پروژه شدند. شرکت‌های CNPC – پتروچاینا، به سمت جنوب ایران حرکت کردند و با گرفتن جای توتال در استخراج منابع گازی در پارس جنوبی در خلیج فارس، در دو پروژه نفتی در خوزستان شریک شدند. هزینه این پروژه‌ها حدود ۸ تا ۹میلیارد تخمین زده شده است. Sinopec که اولین کمپانی چینی در زمینه تصفیه است، از سال ۲۰۰۷ در استخراج حوزه نفتی یادآوران مشغول به کار است.

امروز در حدود ۲۰۰۰ شهروند چینی، در برابر تنها چند صد نفر تاجر غربی، در ایران زندگی می‌کنند. یکی از آخرین تاجران غربی که هم چنان در ایران سکونت دارد، از این امر شکایت دارد و می‌گوید: «گاهی اوقات نصف مسافران پروازهای میان دوبی و تهران، چینی هستند». جدای از روابط تاریخی قدیمی میان دو کشور که میراث راه ابریشم است، با توجه به آن‌که پانزده سال قبل دو کشور تقریبا یکدیگر را نمی‌شناختند،این نزدیکی بسیار تعجب برانگیز است.

تمام این مدت، قراردادهای بزرگ بیشتر و بیشتری برای ساخت و ساز، مانند قرارداد جاده‌ای که تهران را به دریای خزر متصل می‌کند، با چین بسته شد. از سال ۲۰۰۳، بانک تجارت در پکن دفتر نمایندگی افتتاح کرد که مسوول پشتیبانی از این پروژه‌ها شد. تجارت در تمامی جهات در اوج شکوفایی خود قرار دارد. طبق گفته مطبوعات، شرکت‌های چینی سال گذشته ۱۳% واردات مستقیم ایران را فراهم کرده‌اند که برابر با ۸ میلیارد دلار است، و بدون شک از سوی امارات متحده عربی نیز هم، همین مقدار واردات غیر مستقیم برای ایران تامین کرده‌اند.

زیانگ گومن، یکی از شرکا در پروژه عظیم منطقه تجاری چینی در بندر انزلی و تاجری از ژیجیانگ، یکی از استان‌های مجاور دریا و صادرکننده چین است. او توضیح می‌دهد: «هدف ما آوردن ۱۰۰۰ شرکت چینی در سه سال آینده است و تا کنون تقاضای بیشتر از ۲۰۰۰ ویزا کرده‌ایم». از پارچه گرفته تا تلویزیون و کفش، زیانگ گومن می‌گوید که قصد دارند هر آن‌چه که « قانونی باشد» به فروش برسانند.

اما به تازگی هجوم محصولات چینی، مغازه‌داران و تولید کنندگان تهران را نگران می‌کند. میشل مکینسکی، متخصص مسائل ایران، با اشاره به اخراج کارگران به دلیل تعطیلی آتلیه‌های پارچه، که مطبوعات ایران خبرش را به طور مداوم پوشش می‌دهند، می‌گوید: «چینی‌ها همان کاری را می‌کنند که در افریقا کردند.آنها در حال نابود کردن صنعت ایران، مخصوصا صنایع تولید پارچه و اقلام مصرفی هستند». در ایران رقابت با چین به دلیل تحریم‌ها، ممنوعیت‌های بانکی که امکانات وام گرفتن را محدود می‌کند و یا حذف سوبسیدها از جانب دولت برای بعضی از اقلام مصرفی، بسیار مشکل است.

ممنوعیت‌هایی که دور زده می‌شوند

رابطه جدیدی که میان تهران- پکن برقرار شده است ابدا بی‌نقص نیست. نزدیکی میان دو کشور با مانع زبان و فرهنگ نیز روبروست. یکی از اعضای اتاق بازرگانی ایران که ترجیح می‌دهد نامش ذکر نشود، با لحنی ناراضی می‌گوید: «چینی ها فرهنگی استعمارگر دارند، تنها زبان خودشان را حرف می‌زنند و نمی‌خواهند که خودشان را با مردم محلی انطباق دهند. آنها با تمامی کارمندانشان وارد تهران می‌شوند، از مهندس گرفته تا منشی و راننده... ».

در نبود رقابت، چین برای تحمیل شرایطش در موقعیت قدرت قرار دارد. همین فرد ادامه می‌دهد: «چینی‌ها از این موضوع استفاده‌شان را می‌کنند و این قضیه ایرانیان را خشمگین می‌کند». از سوی دیگر، همان‌طور که در گزارشی که از سوی گروه بین المللی بحران چاپ شد، چینی‌ها از گفتگوهای تحمیل شده از سوی ایران و حجم بزرگ «وعده‌های عملی نشده‌شان» شکایت دارند. مذاکرات بی‌پایان بر سر حوزه‌های نفتی یادآوران یا پارس شمالی، برای مثال، همان طور که تهران می‌گوید بیشتر ترس شرکت‌های چینی از همین مسائل است تا تحریم.

محدودیت دیگری که بر سر همکاری نفتی وجود دارد، تکنیکی است. مخاطب ما در اتاق بازرگانی ایران یادآوری می‌کند: چینی‌ها، هر چه قدر هم بلند پرواز باشند، به اندازه کافی تجهیزات و معلومات فنی پیشرفته برای انجام دادن پروژه‌های در ایران را ندارند. در حال حاضر ایران موفق شده است که میزان تولید نفت را ۴ میلیون بشکه در روز نگه دارد. او می‌گوید:«با این وجود، با دیگر ابزارها می‌توانیم میزان تولید را افزایش دهیم».

یک متخصص غربی، با بیان آنکه «شرکت‌های چینی سریع یاد می‌گیرند» می‌گوید: «به دلیل نبودن کمپرسورهای بزرگ، چینی‌ها از باطری‌های کمپرسور برای انجام فرآیند روی گاز استفاده می‌کنند و برای استخراج نفت، به هیچ وجه تجربه و توانایی‌های اروپایی‌ها و امریکایی‌ها را ندارند». شرکت CNPC هم‌چنین می‌تواند از شراکتش با توتال و پتروناس برای توسعه حوزه نفتی حلفیا در عراق بهره بگیرد تا در پنج یا شش سال آینده، در ایران به کارش ببرد.

این چند سال گذشته، دست شرکت‌های چینی که با فرستادن تجهیزاتی که امکان استفاده‌شان در برنامه هسته‌ای وجود دارد، تحریم‌ها را زیر پا می‌گذاشتند ، مدام از سوی امریکایی‌ها رو می‌شد. در ماه ژانویه ۲۰۰۹ ، یک شرکت چینی در شانگهای با نام Roc-Master Manufacture and Supply Company از طریق یک کارمند تایوانی به کشور سوئیس سفارش ۱۰۸ شیر فشار داد که در سانتریفوژهای برای غنی سازی اورانیوم به کار می‌روند. در نهایت دو ماه بعد سر و کله‌ این اقلام در تهران پیدا شد. دو بار در ۲۰۰۸ و ۲۰۰۹، دو شرکت تایوانی به جرم فراهم آوردن تجهیزات ممنوع برای ایران تنبیه شده بودند. لائی ای-چونگ از اتاق فکر تایوان توضیح می‌دهد: «با سوء استفاده از نیاز اقتصادی فزاینده تایوان به چین، پکن از تایوانی‌ها برای رساندن تجهیزات به ایران استفاده می‌کند، بدون آن که نقشش در زمان دردسرها برملا شود».

نزدیکی بی پایان میان چین و ایران

چینی‌ها نسبت به غربی‌ها تصوری کم رنگ و کم اهمیت از تهدید آمیز بودن برنامه هسته‌ای ایران دارند و خودشان را کمتر در معرض خطر می‌بینند و نسبت به دخالت بین المللی و تحریم‌ها حساسیت دارند. از نظر ژئوپلیتیک، چین از تبدیل شدن ایران به یک شریک بالقوه ناراضی نیست، زیرا که ایران می تواند خواست امریکا برای کنترل تمامی منابع منطقه خلیج فارس را به شکست بکشاند. و اما جمهوری اسلامی، جایی که سپاه پاسداران از هم اکنون تمامی اقتصاد را زیر سیطره خود دارند، با چرخش کامل به سوی شرق از این ماه عسل آسیایی برای دور زدن تحریم‌ها بهره کامل می‌برد. ایران که از سال ۲۰۰۵ «عضو شاهد» سازمان همکاری شانگهای است، امیدوار است عضو ثابت آن شود. در زمینه مدیریت حقوق بشر، ایران و چین شباهت‌های انکارناپذیری دارند. مطبوعات چین اعلام کردند که در مساله گوگل، دست یک «توطئه غربی برای برهم زدن نظم» دو کشور دیده می‌شود.

آایا چین آماده است، با وجود خطر ضعیف کردن روابط میان خود و امریکا تا انتهای کار از ایران حمایت کند؟ هوا لیمینگ، سفیر سابق چین در ایران می‌گوید: «مساله ایران چین را زیر فشار قرار می‌دهد و از سوی دیگر، فرصت مناسبی در اختیارش قرار می‌دهد. اگر چین بتواند میان تهران و واشنگتن له نشود و اگر افکاری برای کمک به خروج از بن بست ارائه کند، ما، در حالی‌که موقعیت خود در قراردادهای نفتی با ایران را محکم کرده‌ایم، هم بهره سیاسی و هم بهره اقتصادی خواهیم برد».

شی یین هونگ استاد دانشگاه خلق، توضیح می‌دهد که چین هرگز از هم راه شدن با دیگر اعضای شورای امنیت سرباز نزده است، ولی «همیشه تنها تا کمی کمتر از نصف راه رفته است». به زبان دیگر، به نظر می‌رسد آخرین علامات فرستاده شده از سوی چین بیان کننده آمادگی پکن است تا «کمی بیشتر در این راه جلو برود».

* دلفین مینویی، خبرنگار فیگارو در خاورمیانه و اّرنو دو لا گرانژ، خبرنگار فیگارو در پکن، میشل مَکینسکی، متخصص مسائل ایران

دلفين مينويي / میشل مَکینسکی / اّرنو دو لا گرانژ / مترجم:هلیا جوانشیر (از فرانسوی) / لو فیگارو / 02/04/2010

 

بالای صفحه