السید زهره / اخبار الخلیج بحرین /
جنگ چگونه آغاز خواهد شد ؟
اگر پیش بینی وقوع جنگ به حقیقیت بپیوندد این جنگ در چه زمانی آغاز خواهد شد؟ بسیاری از تحلیلگران به این مسئله پرداخته و تقریبا همگی به این نتیجه رسیده اند که وقوع آن نمی تواند بسیار به دیر انجامد.بر اساس پیش بینی آنها احتمالا این جنگ طی دو ماه اینده انجام خواهد گرفت. فیلیپ جیرالدی در "امیرکن کونزرواتیو" نوشت : به محض آنکه استقرار نیروهای نظامی آمریکایی به پایان برسد ساعت صفر جنگ هم مشخص خواهد شد.به اعتقاد وی مشخص شدن زمان اغاز جنگ به عوامل سیاسی و شرایط جوی هم بستگی خواهد داشت. وی می افزاید : باید دانست که نگهداری از این حجم گسترده از نیروها هزینه های زیادی در پی دارد و نمی تواند این حجم از نیروها را برای مدت طولانی در این منطقه مستقر کرد.از اینرو این تحلیلگر پیش بینی می کند که جنگ در آوریل انجام شود. ژنرال لیونید ایواشوف رئیس سابق ستاد ارتش روسیه نیز همین پیش بینی را دارد ، او در تحلیل مهمی که در یک مجله تخصصی در امور دفاعی منتشر شد پیش بینی کرد جنگ آمریکا علیه ایران اواخر آوریل انجام شود.وی در ادامه نوشت : طی چند هفته از امروز شاهد افزایش شدید جنگ تبلیغاتی علیه ایران خواهیم بود و این خود زمینه ساز جنگ است. افکار عمومی زیر فشار شدیدی است ما شاهد یک حمله دیوانه وار علیه ایران خواهیم بود.
اما جنگ چگونه آغاز خواهد شد؟
به تعبیری دقیق تر جنگ با چه بهانه ای از سوی دولت آمریکا آغاز خواهد شد و مسئولین این کشور چگونه آنرا برای افکار عمومی آمریکا و جهان توجیه خواهند کرد؟ این مسئله بسیار مهم است بخصوص که در سایه مخالفت افکار عمومی آمریکا یا جنگ انجام خواهد شد ، کنگره هم مخالفت شدیدی با آن دارد ، و پرونده سیاه دولت آمریکا در دروغگویی و فریب و وارونه جلوه دادن حقایق بر کسی پوشیده نیست و این مسئله را بخصوص در مورد عراق همه افکار عمومی آمریکایی و جهانی خوب می دانند. از اینرو برای دولتمردان آمریکا تکرار همان دروغ ها یا دروغ های مشابهی برای یک جنگ جدید علیه ایران کار چندان آسانی نخواهد بود. پس دولت آمریکا چگونه این مشکل خود را حل و جنگ را برای آمریکایی ها قابل قبول کند؟ کارشناسان و تحلیلگران زیادی به مناقشه و بررسی این مسئله پرداختند . برخی از این تحلیلگران بر این باورند که آمریکا با دادن چراغ سبز به اسرائیل برای آغازگری جنگ این مشکل را حل خواهد کرد زیرا به هر شکل اسرائیل از مبدآ خطری که ایران برای آینده اش وارد این جنگ خواهد شد.بعد از آن آمریکا پیوستن خود را به اسرائیل در این جنگ اعلام خواهد کرد زیرا به هر شکل اسرائیل یکی از هم پیمانان آمریکا محسوب شود و واشینگتن متعهد به حمایت از امنیت اسرائیل و دفاع از آن است.این یکی از سناریوهای مطرح شده است . سناریوی دیگری که تحلیلگران آنرا قابل انجام می دانند تحریک وعصبانی کردن ایران به هر شکل ممکن است ، تا تهران گامی حساب نشده را برداشته و این گام به خودی خود بهانه و دست آویزی برای آغاز جنگ شود. در این راستا به طور مثال هیلاری مان می گوید : امریکایی تمامی تلاش خود را برای تحریک ایران تا حداکثر ممکن به کار خواهد بست تا از آن بعنوان بهانه ای جهت آغاز جنگ استفاده کنند. اما با این حال اکثریت کارشناسان و تحلیلگرا و سیاستمدارانی که به این مسئله پرداختند سناریوی سومی را برای آغاز جنگ مطرح کرده اند که بر اساس نوع نگرش و رویکرد اندیشه هایی امریکایی استوار شده است. این سناریو در چارچوب استراتژی موسوم به "عملیات اطلاع رسانی صوری" استوار است و بر اساس آن یک طرف یا دولتی خاص اقدام به انجام تجاوز مشخصی کرده و بعد از آن کشور دیگری به ارتکاب آن متهم می شود. به تعبیری دقیقتر این کارشناسان معتقدند که آمریکایی ها اکنون نقشه اجرای یک حمله بزرگ را یا علیه کشتی ها یا پایگاه های جنگی آمریکایی درمنطقه خلیج فارس تدارک می بینند و شاید هم این عملیات در داخل آمریکا یا علیه اسرائل انجام شود و بعد از آن ایران متهم به اجرای این حمله می شود.بعد از آن می تواند جنگ علیه ایران را در چارچوب یک رویارویی دفاعی توصیف کرد.بسیاری از کارشناسان این سناریو را مطرح کرده اند.به طور مثال یکی از تحلیلگران پیش بینی کرد آمریکا اقدام به غرق کردن یکی از ناوای جنگی در خلیج فارس یا سرنگونی یکی از هواپیماهای خود کرده و آنگاه ایران را به دست داشتن در آن متهم می کند. به اعتقاد این کاشناسان این سناریوی به دولت بوش این اجازه را خواهد داد تا نقش یک قربانی را به خود گرفته و ادعا کند که وارد یک جنگ کاملا دفاعی شده است. حتی مردی در جایگاه و اطلاعات برژنسکی مشاور اسبق امنیت ملی آمریکا هم در مطرح کردن این سناریو در شهادت خود در برابر کنگره هیچ نوع تردیدی به دل راه نمی دهد. برژنسکی در این رابطه می گوید : شکست طرح بوش در عراق ممکن است باعث شود تا دولت بوش از آن بعنوان دست آویزی برای متهم کردن ایران به داشتن مسئولیت عمده در وقوع این شکست مبدل شود. وی در ادامه افزود : ممکن است که به این سناریو وقوع یک عمل تروریستی علیه آمریکا هم اضافه شود که ایران متهم به اجرای آن شده و بعد از آن هم حمله ای علیه این کشور در چارچوب یک اقدام دفاعی آغاز شود. ژنرال لیونید ایواشوف نیز در تحلیل خود در رابطه با این سناریو می گوید : بوش چگونه می تواند خود را از قید و بند مخالفت کنگره با جنگ علیه ایران برهاند؟ ودر پاسخ می نویسد : هیچ راهکاری جز ارتکاب یک عمل تحریک آمیز که بتواند این چالش را برچیند وجود ندارد ، باید حمله ای علیه اهداف اسرائیلی یا آمریکایی انجام شود. ژنرال ایواشوف با اشاره به یک بعد بسیار مهم در این سناریو می افزاید : باید حجم این حمله بسیار بزرگ باشد حمله ای همانند حملات 11 سپتامبر، زیرا آنگاه است که کنگره راهی جز دادن رای آری به جنگ نخواهد داشت. در واقع باید گفت هر کسی که از نوع و کیفیت تفکرات آمریکایی آگاهی داشته باشد و از سوابق عملکرد این کشور در انجام عملیات کثیف آگاهی داشته باشد بی تردید این سناریو را قویترین و واقعی ترین سناریو توصیف خواهد کرد.
جنگ چگونه خواهد بود ؟
اگر آمریکا جنگ خود را علیه ایران آغاز کند این جنگ به چه شکل و صورتی خواهد بود ؟ دامنه آن تا چه حد است و اهداف آن چه خواهد بود ؟ وچه مدت به طول خواهد انجامید ؟ در رابطه با این پرسش ها و پرسش های دیگر تحلیلگران و کارشناسان در چند مورد با یکدیگر اتفاق نظر دارند.
.1 هدف از جنگ تنها وارد کردن ضربه نظامی محدود به مراکز هسته ای ایران نخواهد بود بلکه این حملات بشدت ویرانگر بوده و تمامی قدرت نظامی و صنعتی ایران را از کارخانه ها گرفته تا مراکز زیر بنایی مورد هدف قرار خواهد داد. . 2برای تحقق این امر در جنگ به طور حتم شاهد شکل گیری یک جهنم خواهیم بود که انواع واقسام موشک باران های هوایی و دریایی با تمامی سلاح ها و برای مدت یک هفته خواهیم بود. 3. آمریکا در این جنگ از سلاح های هسته ای استفاده خواهد کرد. در این مجال نمی توان به تمامی نظراتی که کارشناسان نظامی در این رابطه مطرح کرده اند اشاره کرد اما به نگاهی یکی از این کارشناسان خواهیم پرداخت. کلنل بازنشسته آمریکایی سام گاردنر کارشناس امور استراتژی نظامی در این رابطه اینگونه نظر می دهد: این اعتقاد که جنگ تنها محصور به وارد کردن ضربات نظامی سریع به مراکز هسته ای ایران است تصور غلطی است ، بلکه سناریوی صحیح را می توان اینگونه خلاصه کرد. .1ترجیحا این حمله نظامی شامل 400 ضربه نظامی علیه ده ها هدف ایرانی خواهد بود. 2 . علاوه بر آن بمب افکن های ستیلس بی 2 کارخانجات تسلیحات شیمیایی و مراکز موشکی ایران را هدف قرار خواهند داد. . 3برای کاهش توانایی واکنشی ایران مسئولین آمریکایی برنامه هایی برای حمله به فرودگاه هایی وهر سلاحی که بتواند کشتیرانی در خلیج فارسی مورد تهدید قرار دهد را از جمله موشک های کروز ، زیر دریایی ها و کشتی های جنگی در دستور کار خود قرار داده اند. بر اساس پیش بینی های این کارشناس نظامی آمریکایی حمله نظامی پنج شبانه روز به طول خواهد انجامید و در این مدت شاهد بمباران گسترده و مستمر خواهیم بود در حالیکه تلفات آمریکایی به طور کلی بسیار محدود خواهد بود. در مورد استفاده از تسلیحات هسته ای هم در این جنگ گزارش های زیادی متشر شده است و خبرهایی در مورد آمادگی برای انجام این اقدام هم منتشر شده است . هدف اعلام شده برای استفاده از این سلاح هم وارد کردن حداکثر تلفات ممکن در استحکامات قدرتمند و فلج کردن قدرت بازدارنده ایران از همان ساعات اولیه است. اما فرانسیس پویل که یک استاد حقوق بین الملل است یک علت استراتژیک دیگر را هم در این رابطه افزوده است. به اعتقاد پویل محافظه کاران جدید به دنبال آن هستند تا تابوی هیروشیما وناکازاکی را بشکنند و به جهان ثابت کنند که ما در ایالات متحده آماده ایم از سلاح هسته ای استفاده کنیم و می بینید که ما به طور بالفعل هم از آن علیه ایران استفاده کردیم. این استاد آمریکایی حقوق بین الملل با این جملات خود می خواهد بگوید که این گروه دیوانه که اکنون بر آمریکا حکومت می کند آمادگی دارد تا آخرین حد ممکن از تروریسم دولتی هم پیش برود و از استفاده از سلاح های هسته ای هم برای پیشبرد طرح استعمارگرانه خود فروگذاری نخواهد کرد و از جنگ خود علیه ایران برای تحقق این طرح استعمارگرانه استفاده خواهد کرد.
موضع عربی؟
موضع کشورهای عربی در قبال آنچه که گفته چگونه خواهد بود ، آنها در قبال تجاوز علیه ایران و احتمالات آن چگونه موضعی خواهند داشت؟ بر کسی پوشیده نیست که اختلافات عمیقی بین کشورهای عربی و ایران وجود دارد. حتی نوعی ناخرسندی شدید هم از مواضع ایران و رفتار عملی اش چه در عراق و چه در مورد مسایل مذهبی وجود دارد. اما انچه که باید در اینجا به آن توجه ویژه داشت این است که اختلافات و ناخرسندی ها و مرارت های موجود ما نسبت به عملکرد ما از ایران یک مسئله و فاجعه ای دهشتناکی که در صورت وقوع جنگ منطقه در چارچوب این سناریوها دچار آن می شود چیز دیگری است. در صورت وقوع این جنگ ما در کشورهای حوزه خلیج فارس ، جهان عرب وجهان اسلام اولین قربانیان آن خواهیم بود و تبعات آن تا زمانی که خدا تنها از آن آگاه است گریبانگیر این منطقه خواهد بود. ویرانی ها و خساراتی که به کشورهای ما و جوامع ما وارد می آید حتی از وحشتناک ترین کابوس هایی که تصور می کنیم هم فراتر است. مسئله تنها به خطراتی که به طور مستقیم کشورهای حوزه جنوبی خلیج فارس را در صورت آغاز جنگ تهدید می کند و تهدید های ایران به هدف قرار دادن کشورهای منطقه و نیز فتنه مذهبی که ممکن است در این کشور رخ دهد مربوط نمی شود بلکه از آن هم فراتر می رود. هر نوع دست آورد آمریکا در این جنگ به معنای آن است که به خود اجازه خواهد داد تمامی منطقه را به معنای تمام کلمه صحنه تاخت و تاز خود قرار خواهد داد. آمریکا از آن پس خود را حاکم مطلق و بلا منازع منطقه اعلام و هر چه می خواهد بر این کشورها تحمیل خواهد کرد. پس به طور خلاصه باید گفت که کشورهای عربی باید تمامی سعی خود را و حتی هم وغم و جنگ خود را برای جلوگیری از شعله ور شدن این جنگ به کار گیرند و از تمامی امکانات خود در این رابطه استفاده کنند. این اقدام تنها در چارچوب مخالفت مطلق ما با تجاوز علیه یک کشور اسلامی به هر شکل و ساختاری و با هر نوع اختلافی که ما با این کشور داریم نیست بلکه پیش از آن باید برای خود بجنگیم تا از از وقوع فاجعه ای دهشتناک که انتظار ما را می کشد جلوگیری به عمل آوریم. به خوبی آگاهیم که کشورهای عربی مخالفت خود را با هر نوع جنگی علیه ایران اعلام کرده اند اما مسئله نیازمند چیزی بیشتر از اعلام این موضع است ، همانطور که گفتیم ما نیازمند استفاده از تمامی امکانات و توانمندی های سیاسی موجود عینی هستیم . مثلا چرا نباید کشورهای عربی حوزه خلیج فارس همان کاری را بکنند که ترکیه می کند ، واعلام کنند اجازه نخواهند داد از خاک و حریم آبی خود برای انجام جنگ علیه ایران استفاده شود؟ از آنچه که گذشته ملاحظه می کنید که من تمامی سعی خود را برای انعکاس جدال موجود در جهان در مورد احتمالات جنگ علیه ایران به کار بستم و از تمامی جوانب آنرا مورد بررسی قرار دادم . ما کاری جز دعا برای اینکه پیش بینی های تجاوز تنها تخمین هایی بوده و در چارچوب فشارهای سیاسی باشد نداریم ، اما رهبران ایران باید کمی از خود احساس مسئولیت تاریخی نشان داده و مواضعی را اتخاذ کنند که هم ایران و هم جهان اسلام را از این فاجعه دهشتناک دور کند..■
* این مقاله به صورت سلسله یادداشت هایی در این روزنامه منتشر شد که در اینجا ترجمه کامل آن را می خوانید.
به اشتراک بگذارید