ژان-پیر لنگلییه / مترجم:هلیا جوانشیر (از فرانسوی) / لوموند / 15/05/2010
اما رئیس جمهور برزیل، لویز ایناسیو لولا داسلیوا روز ۱۶ و ۱۷ ماه مه در تهران هم چون یک دوست پذیرفته خواهد شد. در ماه نوامبر ۲۰۰۹، وی در شهر برزیلیا میزبان همتای ایرانی خود، محمود احمدینژاد شده بود. این اولین دیدار از برزیل رئیسجمهور ایران از زمان شاه در سال ۱۹۶۵ بود. در ماه آوریل، حدود صد تن از روسای شرکتهای برزیلی به همراه وزیر توسعه، میگل خورخه یک هفته در تهران اقامت گزیدند.
برزیل، عضو غیر دائم شورای امنیت سازمان ملل و کاندیدای مصمم برای عضویت دائم در این شورا، شروع به ایفای نقش درجه یک در صحنه بینالمللی کرده است و به خاطر همین جاهطلبی است که برزیل دیپلماسی ای را دنبال میکند که در آن هیچ کشوری حذف نمیشود.
برای همین هم هست که برزیل میخواهد در مناطق ناآشناتر، مثل خاورمیانه که منافع اقتصادی دارد، برای خود جای پا درست کند. مبادلات میان برزیلا و تهران در پنج سال گذشته چهار برابر و ایران تبدیل به اولین وارد کننده کالاهای برزیل در خاورمیانه شده است.
اما سفر لولا بیش از هر چیز بعد سیاسی و بسیار مرتبط به پرونده هسته ای ایران دارد. رئیسجمهور برزیل با قدر و منزلتی کمیاب از سوی کشور میزبان، به تهران قدم خواهد گذاشت: برزیل مخالف تحریمهایی است که کشورهای غربی و روسیه در سازمان ملل متحد آماده میکنند و این کشور از حق ایران برای توسعه انرژی هستهای صلحآمیز دفاع میکند و امیدوار است باری دیگر مذاکراتی حول پیشنهاد مطرح شده در ماه اکتبر سال ۲۰۰۹ از سوی آژانس بینالمللی انرژی اتمی شکل بگیرد.
آژانس بینالمللی به ایران پیشنهاد داده بود که ۸۵% از اورانیوم با خلوص پایینش را به روسیه و فرانسه بفرستد و در مقابل سوخت ۲۰% برای استفادههای پزشکی و نامناسب برای استفاده نظامی دریافت کند. تهران این پیشنهاد را رد کرده بود. ولی طبق گفته غربیها زمانی که ایران در ماه فوریه اعلام کرد که خود شروع به تولید اورانیوم ۲۰% کرده است، این پیشنهاد کاملا کنار گذاشته شد . از نظر برزیل، این پیشنهاد هم چنان معتبر است.
در این مساله دیپلماتیک که بسیار حساس است، لولا وانمود نمیکند که «راهحلی جدید» مطرح خواهد کرد. او تنها قصد دارد «به گفتگو کمک کند» و از سرگیری مذاکرات را تسهیل کند. او از تهران انتظار« حرکتی» دارد که علاقهاش به مذاکره را به تصویر بکشد. ولی برزیل، بر اساس سخنان وزیر امور خارجهاش، سلسو آموریوم، نمیخواهد «درباره اهداف نهایی ایران قضاوت کند».
مشکل و منبع تمامی اختلافات دیدگاه میان برزیل و غربیها که بسیار نگران «اهداف نهایی» تهران هستند، همین جاست. اروپا و ایالات متحده به مقامات برزیل یادآوری میکنند که جمهوری اسلامی در پرونده هستهایش سال هاست که دروغ میگوید و تنها مسالهاش بدست آوردن وقت است تا بتواند برنامه مخفیاش را جلو ببرد، و آن که برزیل با اعتماد به ایران وارد بازی اش میشود. این قدرت ها همین طور معتقدند که لولا با استفاده از قدرت سیاسی و اخلاقیاش در این مساله، به تهران حمایتی را عرضه میکند که این کشور هرگز نمیتوانست تصورش را بکند.
جاهطلبی اصلی دیپلماسی برزیل پذیرفتنی است. اما اینکه این کشور تصمیم گرفته است به پرونده هستهای ایران چنگ بزند، بازی بسیار خطرناکی است که ممکن است برزیل در آن بیشتر بازنده باشد تا برنده. اما میتوان فهمید چرا برزیل این پرونده را برای تثبیت خود انتخاب کرده است. برزیل که به استقلال بخشیدن به کشورهای در حال توسعه در زمینه فنآوری بسیار علاقهمند است، در مساله هستهای از هر گونه گلایهای مبراست.
در قانون اساسی برزیل ممنوعیت داشتن سلاحهای هستهای ثبت شده است. این کشور به همراه آرژانتین مکانیزمی را برای بازرسی دو طرفه ایجاد کرده است. این کشور که به حق استفاده صلحآمیز از انرژی هستهای معتقد است و همین امر تقویتش میکند، فعالانه برای عاری سازی جهان از سلاح مبارزه میکند. برزیل کشوری صلحطلب است و تاکنون در هیچ درگیری در منطقه از سال ها قبل و جنگ پاراگوئه (۱۸۶۵-۱۸۷۰) شرکت نداشته است. مشروعیت او در این زمینه بینقص است.
ولی روابط خطرناک میان برزیل و ایران، غرب را نگران میکند و آنها بدون آن که در ملا عام بگویند، میترسند که صداقت رئیس جمهور لولا در مقابل حکومت ایران با دیپلماسی ای پر حیله، سادهدلی تعبیر شود. برنار کوشنر اخیرا گفته بود: «لولا دارد اشتباه میکند.» رئیس جمهور برزیل که از این سخنان برآشفته بود به سرعت جواب داد: «کسی حق ندارد به من درس بدهد.» آقای سرکوزی هم سریعا اشتباه کوشنر را تصحیح کرد و «حمایت کاملش» از تلاشهای برزیل را اعلام کرد.
اما در عوض، محدودهای که اصلا نباید با سفر لولا به تهران توقع پیشرفت در آن را داشت، حقوق بشر است. رئیسجمهور برزیل قصد ندارد، مانند آنچه برخی در کشورش به او پیشنهاد کرده بودند، با مخالفان و اپوزیسیون حکومت ایران دیدار کند.
وی در ماه ژوئن ۲۰۰۹، در حالیکه مبارزه انتخاباتی احمدینژاد با رقیبانش را به رقابت میان دو تیم فوتبال ریو دوژانیرو مقایسه می کرد، گفته بود که تقلب وسیع در انتخابات ریاست جمهوری ایران «غیر ممکن» بوده است. وی با این استعاره ورزشی به یکی از اصولی که برایش بسیار با ارزش است، بیتوجهی کرد : عدم دخالت در امور داخلی.
عکس از:AP
ژان-پیر لنگلییه / مترجم:هلیا جوانشیر (از فرانسوی) / لوموند / 15/05/2010
به اشتراک بگذارید