RSS

روزانه

قدرت هسته ای و فاجعه

میشل استورمر / مترجم:ح.پدرام (از آلمانی) / دی ولت / 30/06/2010

ممکن است سازمان های اطلاعاتی اشتباه کنند. وقتی سازمان های اطلاعاتی امریکا در تحلیل خود در نوامبر ۲۰۰۷ اعلام کردند مهندسان دست اندرکار برنامۀ سلاح هسته ای ایران سه سال قبل از این تاریخ فعالیت خود را متوقف کرده اند جهان را به تعجبی آمیخته با ناباوری واداشتند. اما سازمان های اطلاعاتی می توانند اشتباه خود را هم تصحیح کنند.

ارزیابی تازۀ سازمان سیا می گوید ایران یک یا دست بالا دوسال دیگر زمان می خواهد تا به میزانی اورانیوم با غلظت بالا (۹۰ درصد) دست یابد که برای دستِ کم دو کلاهک رزمی لازم است.

گزارش جدید زنگ خطر را بگونه ای به صدا درآورده است که رئیس جمهور روسیه مدودف اکنون حاضر است فشار را بر ایران بیفزاید. نه فقط چون روسیه یکی از پنج قدرت مشروع اتمی جهان است و عامل برهم زدن ثبات نمی خواهد بلکه به این دلیل نیز که همسایۀ دارای سلاح هسته ای برای روسیه دو برابر خطرناک است: به دلیل ناآرامی در جنوب این کشور که مسلمان نشین است و نیز اینکه روس ها کارهای حکومت تهران را بی حساب و کتاب می داند. حق دارند.

اما کلاهک های رزمی کافی نیست. برای سازمان های اطلاعاتی غربی آشکار نیست ایران تا چه حد در راه ساخت سلاح و موشک های حامل آن پیش رفته است، و اینکه این موشک ها را خود طراحی می کند یا به نقشه های عبدالغدیر خان پاکستانی که ده سال قبل هم آنها را در احتیار قذافی گذاشت اعتماد می کند. از این گذشته بدون آزمایشِ نزدیک به واقعیت، بکارگیری این نوع سلاح ها خالی از خطر نیست.

شرط احتیاط است که ایرانی ها ابتدا – مانند هندی ها و پاکستانی ها – در کار ساخت سلاح صبر لازم را داشته باشند و وقتی تعداد مناسبی کلاهک رزمی داشتند از مخفیگاه خارج شوند. این کار تدوین راهبرد و روش را برای آنچه در غرب «امکان اقدام نظامی» می نامند و در سرفرماندهی ارتش آمریکا و نیز در ارتش اسرائیل در حال طراحی و آزمایش است سخت می کند.

چه بسا بحث هسته ای در ایران با شور و شوق انجام می شود اما حکومت تا به حال نشانی از تمایل به خودکشی نشان نداده است. اگر روحانیون چیزی از تاریخ سلاح اتمی یاد گرفته باشند این است که سلاحِ سلاحان تغییر ساختاری ایجاد می کند: حتی بدون اینکه در عصبانیت شلیک هم شود توجه ها را به خود جلب می کند و هندسۀ قدرت را تغییر می دهد و همسایگان دور و نزدیک را به کرنش وا می دارد.

تغییرات مهم در خاورمیانه، از اسلام گرایی در ترکیه گرفته تا ترس حکومت های محافظه کار در عربستان سعودی و مصر، ارتباط نزدیکی با احتمال دستیابی ایران به سلاح هسته ای دارند.

درغرب، به غیر از ستادهای برنامه ریزی در واشینگتن و لندن و پاریس، جدی بودن این روند هنوز درست درک نشده است. مسکو و حتی چین در شورای امنیت سازمان ملل رأی به تحریم های شدیدتر – اگر نه فلج کننده – می دهند تا از عواقب غیر قابل پیش بینی عملیات نظامی در منطقۀ نفت خیز خلیج فارس جلوگیری کنند.

بمب ایران، چه در انبار و چه آمادۀ شلیک، پایان دنیا نیست. اما آغازی بر پایان پیمان جلوگیری از گسترش سلاح های اتمی هست که از سال ۱۹۶۸ مهمترین تضمین امنیت جهان است. در لوای سازمان ملل، به پنج کشور– آمریکا و روسیه و انگلیس و فرانسه و چین – مشروعیت می دهد، در عین حال آنها را موظف به خلع سلاح و کمک به استفددۀ صلح آمیز از انرژی هسته ای می کند. همراه با دیگر کشورهایی که بمب اتمی ندارند، ایران و کرۀ شمالی هم پیمان را امضا کردند. اسرائیل و هند و پاکستان به پیمان نپیوستند – این سه کشور در این فاصله بمب اتمی دارند.

اگر ایران با سیاست ماجراجوینۀ خود حرفش را به کرسی بنشاند در این صورت مهمترین پیمان خلع سلاح فقط تکه ای کاغذ است. بعد ما شاهد هرج و مرج هسته ای خواهیم بود، به این دلیل که هیچ یک از همسایگان نمی خواهد منتظر لطف یا قهر این کشور یا دوستانش بماند بلکه امنیت خود را در موازنۀ قوای هسته ای می بیند که دیگر کسی قادر به جمع کردن آن نخواهد بود. دیر شده اما وقت نگذشته است.

* از: میشائل اشتورمر / در: وِلت آنلاین

عکس از: رویترز

میشل استورمر / مترجم:ح.پدرام (از آلمانی) / دی ولت / 30/06/2010

 

بالای صفحه