RSS

ایران در جهان ۳۰

"دودوزه بازی" ایران با دشمنانش

کیم مورفی / لس آنجلس تايمز / 14/08/2007

تهران- کارهایی را انجام می دهند که معدودی از ایرانیان حاضرند حتی فکرش را بکنند. افغانی ها در برابر 11 دلار دستمزد روزانه، کفش تعمیر می کنند، آجر بالا می اندازند، چاه می کنند، فرغون های عظیم زباله و نخاله را با به خطر انداختن جان خود از میان صف قطار اتومبیل در خیابان ها هل می دهند.

از آن زمان که انواع جنگ ها در افغانستان حدود 2 میلیون پناهنده را به ایران در همسایگی اش سرازیر کرد، وضع به همین گونه بوده است. اما از ماه آوریل، بیش از 160هزار افغان را جمع آوری کرده و به وطنشان بازگردانده اند. ایران تصمیم دارد، در تلاشی که مدعی است به منظور کاهش مهاجران غیرقانونی و فراهم آوردن فرصت های شغلی جدید برای ایرانیان انجام می گیرد، تا یک میلیون نفر را از کشور اخراج کند. اما افغانستان هشدار داده که این سیل مهاجران بازگشتی ممکن است ثبات شکننده ای را که تازه کسب کرده است به خطر بیندازد، و برای ایالات متحده و دیگران، این حرکت تهران نشانه ای نگران کننده از شیطنت های ایران در منطقه است.یکی از واقعیات دیپلماسی پیچیدهء خاورمیانه خصومت دیرین ایران شیعه نسبت به طالبان است، جنبش رادیکالی سنی که برافتادنش از قدرت در سال 2001 هیچ جا به اندازهء ایران با استقبال روبه رو نشد.

با این حال، چنان که مصاحبه با تحلیلگران ایران در اینجا نشان می دهد، فشار روزافزون جهانی در مورد برنامهء هسته ای ایران ظاهرا موجب تکوین استراتژی پیچیدهء جدیدی برای ایران در افغانستان شده است. اینان می گویند که ایران همچنان از دولت حامد کرزی رئیس جمهور افغانستان حمایت می کند، اما جمهوری اسلامی چندان بی میل نیست در مبارزه ای که واشینگتن زمانی فکر می کرد به پایان رسیده است جای خود را بیابد. ابوالفضل عمویی، تحلیلگر سیاسی همشهری، که دیدگاه های نزدیک به اصولگرایان ایران اسلامی را منعکس می کند، می گوید: "برای ایران بهتر است که امریکا در افغانستان با طالبان مشغول بماند. زیرا به محض اینکه خیال ایالات متحده از افغانستان آسوده شود، ممکن است به منطقه بعدی در خاورمیانه روی آورد. ممکن است به سر وقت ایران بیاید و بگوید:"من در همسایگی شما هستم، و اگر فعالیت های خود به منظور غنی سازی هسته ای را به تعلیق درنیاورید، به شما حمله خواهم کرد.""

به نظر می رسد ایران در حال راه اندازی نهضت پرسر و صدای تبلیغات ضد امریکایی در غرب در عراق و کشورهای سنی همسایه است. در عین حال، به طرزی نامحسوس دست خود را در شرق، در افغانستان، هم باز نگاه داشته است. سال های سال، به دلیل تحریم های ایالات متحده وجنگی طولانی با عراق صدام حسین در دهه 1980، که رژیمش از سوی ایالات متحده و کشورهای عرب سنی که نگران نفوذ فزاینده جمهوری اسلامی و گسترش بالقوه انقلاب مذهبی تندروانه آن بودند حمایت می شد، قدرت ایران در خاورمیانه مهار شده بود. اما براندازی صدام حسین و طالبان در افغانستان با نیروی نظامی به رهبری ایالات متحده در دوره ریاست جمهوری بوش فصلی تازه برای ایران گشود. حال، رئیس جمهور ایران، محمود احمدی نژاد، روابط دوستانه ای با دولت جدید عراق که شیعیان در آن اکثریت را دارند و کرزای برقرار کرده است. هفته گذشته، رئیس جمهور افغانستان، بی اعتنا به تلاش های پرزیدنت بوش به منظور جلوه دادن ایران به صورت نیروی برهم زننده ثبات در منطقه، در مصاحبه ای با سی ان ان مدعی شد که ایران در مسائلی چون مبارزه با تروریسم و مواد مخدر "یاور" او بوده است.

آنچه به همین اندازه برای دولت های عرب سنی در خاورمیانه نگران کننده بوده این است که سخنان تند احمدی نژاد علیه ایالات متحده و اسرائیل محبوبیت غیرمنتظره و فزاینده ای برای ایران در جهان سنی مذهب به همراه آورده است. حال تهران خود را در مقامی می بیند که می تواند به صاحب نفوذ اصلی در خاورمیانه و دوردست تر در آسیا بدل شود. دولت بوش ایران را متهم کرده که سلاح ستیزه گران ضدامریکایی در عراق را تامین می کند. و به تازگی، مقامات ایالات متحده و بریتانیا فاش کردند که محموله سلاح های ساخت ایران را که برای طالبان ارسال می شد در افغانستان ضبط کرده اند. دولت ایران با شدت تمام هرگونه ارتباطی را انکار کرده و دولت افغانستان نیز در این مورد تردیدهایی ابراز داشته است. اما اگر سرانجام اثبات شود که مبدا چنین محموله هایی ایران بوده است، این تحولات جدید برای ایالات متحده و دیگران مایه نگرانی خواهد بود.

ایران نیز از آن سو از قرارداد اخیر تحویل 20 میلیارد دلار سلاح میان امریکا و عربستان سعودی و سایر کشورهای حاشیه خلیج فارس سخت به خشم آمده است. تحلیلگران می گویند که ایران، با آخرین رزمایش خود، ظاهرا می خواهد اعلام کند که در تنگنا قراردادن ما ممکن است به مصائب پیش بینی نشده ای برای ایالات متحد- در عراق، در لبنان، در سرزمین های فلسطینی و نیز در افغانستان- بینجامد .

آیت الله امامی کاشانی در خطبه های نماز جمعه اوایل همین ماه در تهران گفت: "ای کشورهای اسلامی که از واشینگتن اسلحه می خرید، کسانی که واشینگتن فریب تان داده، به کلام خداوند گوش کنید. تن به رهبری بیگانگان ندهید. ناموس خود را به دست آنان ندهید.... صهیونیستها و امریکایی ها شما را ضعیف و زبون و بدبخت می خواهند." از مصاحبه با تحلیلگران و مقامات دولتی ایران می توان دریافت که ظاهرا هدف استراتژی ایران در افغانستان این است که ماندن دولت کرزای در قدرت را تضمین کند و در عین حال چندان ناراحت نخواهد شد اگر مخالفانش ایالات متحده و بریتانیا را در آنجا درگیر جنگ نگاه دارند.

عمویی، تحلیلگر سیاسی، می گوید:"نمی توانید بگویید که ایران طالبان را مسلح می کند، اما در عین حال باید اذعان کنیم که ایران، با توجه به شرایط منطقه، خوش ندارد که طالبان به طور کلی از افغانستان بیرون رانده شوند. و وضع موجود در افغانستان برای سیاست خارجی ما بهترین وضعیت است." به گفته او، هرچند ایران در درازمدت امیدوار است در مرز شرقی خود به ثبات دست یابد، درکوتاه مدت مایل نیست ایالات متحده به صورت ارمغان آورنده صلح جلوه کند. او می گوید: "ایران می گوید برای افغانستان و کشورهای همسایه آن بهتر است که خودشان مشکل را حل کنند. چرا باید افغانستان جزو فتوحات ایالات متحده شود؟"

محمدکاظم انبارلویی، رئیس پیشین فراکسیون محافظه کاران در مجلس شورای اسلامی (ادعای نویسنده است که بنظر این اطلاع وی درست نیست) و سردبیر روزنامه رسالت که روزنامه اصولگرایان است، استراتژی ایران در افغانستان را دودوزه بازی ظریف بین دو دوشمن توصیف می کند: یک سو طالبان و در سوی دیگر ایالات متحده و بریتانیا. او می گوید اما: "ما همیشه با دشمنان متعددی روبه رو بوده ایم. برای همین آنها را در درجات مختلف اهمیت قرار می دهیم. بعضی از دشمنان خود را به عنوان دشمنان اصلی طبقه بندی می کنیم، و باقی را دشمنان مرتبه بعدی. و همان طور که می دانید، حال با دو نوع دشمن در افغانستان روبه رو هستیم.... و می دانیم که چطور با دو دشمن در آن واحد رفتار کنیم. برای همین این بازی را می کنیم که همزمان بتوانیم با دو دشمن مقابله کنیم." "متوجه هستید که دنیای سیاست دنیای صحنه های عاشقانه یا لبخند نیست. مثل فیلم های هندی نیست که در آن بعد از پایان خوش اشک از چشم ها سرازیر می شود. دنیا دنیای منافع است." با این حال انبارلویی و دیگران گفتند که ایران تا آنجا پیش نخواهد رفت که برای طالبان، که ایران در سال 1999 بعد از اینکه این شبه نظامیان هشت دیپلمات ایرانی را کشتند نزدیک بود با آنها وارد جنگ شود، سلاح بفرستد. ایالات متحد انگشت اتهام را مستقیما متوجه دولت ایران نکرده است.

شان مک کورمک، سخنگوی وزارت خارجه، در ماه ژوئن گفت: "ما به طور قطع اطمینان داریم که سلاح هایی که منشا ایرانی دارند وارد افغانستان می شوند و به طالبان می رسند. ما از میزان هرگونه دخالت دولت ایران در این مرحله باخبر نیستیم، اما با توجه به ماهیت این رژیم و نیز برخی از رفتارهای گذشته اش در جاهای دیگر- چه در مناطق فلسطینی نشین، چه در عراق- قطعا تردیدهای بسیار جدی را بر می انگیزد، و ما هم سخت نگران این مسئله هستیم." حمیدرضا بابایی، نایب رئیس مجلس شورای اسلامی، به صراحت ارسال هرگونه سلاح به طالبان را انکار می کند و می گوید که دغدغه اصلی دولتش پیشبرد ثبات در افغانستان است، زیرا هر گونه ناآرامی در آنجا به ایران نیز سرایت خواهد کرد.

بابایی می گوید:"نمی دانم چرا امریکایی ها این اندازه سردرگم شده اند و دچار چنین توهماتی می شوند. هرکس که دشمن ماست آنها مدعی می شوند که داریم به او کمک می کنیم." "ما حکومت امریکا را دشمن خود می دانیم. ما طالبان را هم دشمن خود می دانیم. برای همین هیچ دلیلی، هیچ انگیزه ای، برای حمایت از طالبان وجود ندارد. به اعتقاد ما هردوی آنها تهدیدی برای مردم افغانستان هستند."■

مترجم : هلیا جوانشیر

کیم مورفی / لس آنجلس تايمز / 14/08/2007

 

بالای صفحه