دیوید هوروویتز / جروزالم پست / 21/12/2007
پسر دست مادر را رها می کند و به سوی خیابان پیش رو می دود و با هوشیاری از برخورد با یک وانت رنو که با سرعت در حال حرکت بود می گریزد. مادر از اینکه به فرزندش آسیبی نرسیده خشنود، و از اینکه راننده برای اجتناب از برخورد با پسرش از سرعت خود نکاسته، سخت متعجب بود. رومرو با عصبانیت بر سر راننده فریاد کشید و راننده همین طور که دور می شد با خونسردی برگشت و به او چشم دوخت. این آخرین باری بود که کسی ابراهیم برو را زنده می دید.
پس از چند ثانیه، برو وانت مملو از مواد منفجره را به ساختمان آمیا کوبید، این کار پیامدهای مصیبت باری داشت. کل ساختمان فرو ریخت و در حادثه ای که بدترین حمله تروریستی در آرژانتین بود، 85 نفر کشته و صدها نفر زخمی شدند. رومرو پس از آنکه به خود آمد دریافت که بمب گذار انتحاری را لحظاتی پیش از آنکه آن فاجعه را رقم بزند دیده است. او توضیحات لازم را به ماموران تحقیق ارائه کرد و آنها توانستند تصویری از آن فرد تهیه کنند. این عکس شبیه سازی شده در میان گزارش های دیگر به عنوان نتایج بدست آمده از تحقیقات بایگانی شد و برای یک دهه در آنجا ماند، آن هم در حالی که عواملی همچون فساد و رشوه گیری ماموران و پنهان کردن واقعیات توسط آنها همچون مانعی بر سر راه به نتیجه رسیدن تحقیقات بود... تا اینکه آلبرتو نیسمن مامور بررسی پرونده شد. نیسمن با ظاهری آراسته، خوش مشرب و حتی خونسرد کمتر به یک قهرمان شبیه بود.
سه سال پیش او رهبری 40 تیم قدرتمند را بر عهده گرفت و به این ترتیب تحقیقات پیرامون پرونده آمیا از نو آغاز شد. امروز تحقیقات منحرف گذشته کاملا بی اعتبار شده اند. آن دسته از قضات و ماموران تحقیق که ناکامی شان در به دادگاه کشاندن متهمان کاملا آشکار بود، اکنون خودشان متهم و یا تحت محاکمه هستند. نیسمن در حال جمع آوری مدارک و شواهدی است که ممکن است به شکایت علیه کارلوس منم، رییس جمهور وقت آرژانتین منجر شود. تغییر سیاست خارجی توسط وی، اقدامی قابل قبول بود که موجب بمب گذاری شد اما تاثیر منم در بی نتیجه ماندن تحقیقات قبلی، مشکوک به نظر می رسد.
پس از نیسمن و تیمش، حالا جهان دقیقا می داند که برای مرگ و خرابی های هجدهم جولای 1994 چه کسانی باید سرزنش شوند و چه کسانی ابراهیم برو را به آن ماموریت جنایت بار اعزام کردند. وقتی که ماموران تحقیق صادقانه و با جدیت شواهد را پیگیری کردند، قاطعانه به تهران رسیدند. مردی می گوید زمانی که با پیامی ضبط شده بر روی پیامگیر تلفنش تهدید به مرگ شد، وحشت وجودش را فرا گرفت، چون در آن لحظه دخترش هم کنارش بود و صدا را می شنید، نیسمن مصرانه می گوید تا زمانی که طراحان، مجریان و حامیان این حادثه را محکوم و زندانی نکند، کارش بر روی این پرونده را متوقف نخواهد کرد.
در لیست کسانی که به زعم نیسمن باید مورد تعقیب قرار گیرند، همه راه ها به هاشمی رفسنجانی، رییس جمهور اسبق ایران، ختم می شود. رفسنجانی در ایران به عنوان شخصیتی "اصلاح طلب" و "میانه رو" شناخته می شود و با وجود اینکه در انتخابات ریاست جمهوری سال 2005 از محمود احمدی نژاد شکست خورد، همچنان در تهران امروز از قدرت و نفوذ قابل توجهی برخوردار است؛ او رییس مجلس خبرگان است و این مجلس رهبر ایران را انتخاب می کند. با اینکه نیسمن می داند رژیم کنونی ایران هرگز به نتایج تحقیقات او و تضمین دستگیری عوامل ایرانی که او - با وجود مخالفت های مضطربانه ایران - موفق به تامین آن توسط اینترپل شده است توجهی نخواهد داشت، با آرامش می گوید زمان می گذرد و آنچه انتظارش را نداریم بارها به وقوع می پیوندد.
نیسمن می گوید شاید یکی از متهمان ایرانی ریسک کرده و ایران را ترک کند و شاید ایران روزی بخواهد آنها را برای محاکمه به یک کشور ثالث تحویل دهد، اگر چه چنین کاری امروز غیرممکن به نظر می رسد. او به سابقه این کار اشاره ای نمی کند اما لیبی با تحویل دو تن از اتباع خود که از عوامل موثر در ماجرای بمب گذاری لاکربی بودند، دقیقا چنین کاری کرده است (یکی از آنها محکوم شده و درخواست فرجام خواهی کرده است(.
نیسمن در هفته جاری برای اولین بار از اسراییل دیدن کرد. سفر او شامل جلسات کاری و چند سخنرانی بود. او در اتاقی آرام در موسسه بین المللی ضد تروریسم (در مرکز مطالعات میان رشته ای هرزلیا) و به واسطه یک مترجم، برای من در مورد بمب گذاری آمیا و از نشستی که از دل آن لحظه هولناک انفجار برو بیرون آمد، سخن گفت. به گفته او عامل اصلی انفجار آمیا، همچون حمله به سفارت اسراییل در بوئنوس آیرس؛ دو سال پیش از این حادثه که 29 کشته بر جای گذاشت، در اصل خشم ایران است. خشمی که کارلوس منم را وادار کرد مشارکت پرسود بوئنوس آیرس و تهران را در مورد پروژه های هسته ای، قطع کند.
منم، متولد سوریه و دارای شخصیتی متلون و خودنما داشت که از سال 1989 تا 1999 رییس جمهور آرژانتین بود با تغییر جهت سیاست های آرژانتین، به غرب و اسراییل نزدیکتر شد و در اوایل دهه 90 آموزش تکنیسین های هسته ای ایران و انتقال فناوری هسته ای به آنان را ابتدا به حالت تعلیق درآورد و متعاقب آن پایان داد. نیسمن می گوید ایران برای آنکه منم را به تجدید نظر وادارد ابتدا تذکر و بعد، از طریق قانونی اقدام کرد. سپس تهدید کرد و وقتی هیچ کدام اینها به نتیجه نرسید به تروریسم متوسل شد.
بلافاصله پس از انفجار آمیا، منم که به وضوح دریافت این حرکت انتقام جویانه ایران در واکنش به بی اعتنایی های او است گفت از اینکه زندگی شخصی اش در خطر باشد بیم دارد، اما قول داد که متهمان را، هر کس و هر کجا که باشند به دادگاه بکشاند. البته آنچه توسط رییس جمهور بعدی، نستور کریشنر، "رسوایی ملی" نام گرفت فشار تحقیقات اولیه نبود. نیسمن و تیمش اکنون بر روی این موضوع کار می کنند تا اثبات کنند منم در برابر تهدیدها و یا پیشنهاد رشوه تسلیم شد و اطمینان داد که ایران را از آن موقعیت سخت برهاند.
نیسمن قاطعانه می گوید نشستی که در آن ایده انفجار آمیا مورد بررسی قرار گرفت، چهاردهم آگوست 1993 در مشهد، دومین شهر بزرگ ایران برگزار شد. در این نشست هاشمی رفسنجانی، رییس جمهور وقت، علی اکبر ولایتی، وزیر امور خارجه و علی فلاحیان وزیر اطلاعات ایران به همراه دو تن از فرماندهان نظامی ایران و دو ایرانی مقیم آرژانتین حضور داشتند.
پس از این محسن ربانی که به عنوان وابسته فرهنگی سفارت ایران در بوئنوس آیرس دارای مصونیت دیپلماتیک بود، از آرژانتین پرواز کرد و با لیستی از سه هدف احتمالی که از طریق آنها ایران می توانست خشم خود را خالی کند، وارد مشهد شد. نیسمن می گوید: "اما ما نمی دانیم که دو هدف دیگر کدام ها بودند، چرا که آمیا اولین گزینه ای بود که مورد بررسی قرار گرفت و بلافاصله به تصویب رسید."
مدارک نیسمن، که از نظر اینترپل به اندازه ای معتبر بود که تضمین دستگیری را با اکثریت آرا در جلسه ماه گذشته هیات رییسه در مراکش به تصویب برساند شامل جزییاتی از ردگیری مالی و همچنین گواهی یکی از روسای جمهور پیشین ایران، ابوالحسن بنی صدر است که اکنون در فرانسه زندگی می کند.
نیسمن در عین حال که تاکید می کند وظیفه او صرفا رسیدگی به ماجرای حمله آمیا است، می گوید اسناد بدست آمده از تحقیقات در کشورهای دیگر بیانگر آن است که کمیته ترور ایران، به رهبری رفسنجانی در اوایل و اواسط دهه 90 دستور حمله به نقاطی دیگر در فرانسه، آلمان، سوییس و خاورمیانه را نیز صادر کرده است. وی می افزاید: "همه ماموران تحقیق در جستجوهای خود به سلسله مراتب مشابهی رسیده اند."
نیسمن در ادامه می گوید دستور اجرا طبق معمول به حزب الله داده شد. عماد موقنیه، فرمانده ترور حزب الله که برای بمب گذاری در سفارت اسراییل هم توسط آرژانتین تحت تعقیب بود، برای گرفتن دستورات از لبنان به مقصد تهران پرواز کرد. ابراهیم برو، چهارمین فرزند یک خانواده لبنانی، برای انجام این ماموریت انتخاب شد. پدرش از نظامیان فتح بود. یکی از برادرانش در حمله ای انتحاری به یک هدف اسراییلی در جنوب لبنان در سال 1989 کشته شد و برادر دیگرش هم معتقد است باید در راه مبارزه بر علیه اسراییل در لبنان بمیرد. دو برادر دیگرش به آمریکا مهاجرت کرده بودند. مادرش هم از اینکه فعالیت هایش در حزب الله موجب کشته شدنش شود می ترسد و از ابراهیم خواسته بود که به آنها بپیوندد. نیسمن می گوید او در دیترویت بود و بنابراین دور از دسترس، اما از پذیرفتن ویزا سر باز زد.
تیم پشتیبانی، اول جولای 1994، دوهفته پیش از انفجار به بوئنوس آیرس پرواز کرد. برو از طریق پاراگوئه و برزیل و با عبور از منطقه پرمنفذ "مرز سه گانه" در محل تقاطع مرزهای آرژانتین، برزیل و پاراگوئه که حزب الله از گذشته در آنجا حضور داشت، خود را به پایتخت رساند.
وانت رنو با ترکیبی از امونال (ماده منفجره) تهیه شده در این شهر و تی ان تی، که به طور قاچاقی وارد کشور شد، پر شده بود. سه روز پیش از انفجار این ماشین چند خیابان پایین تر از ساختمان آمیا پارک شده بود. برو هنگامی که چیزی نمانده بود با پسر رومرو برخورد کند، در حال طی کردن همین مسیر بود. در سال 2005، عکسی از همه اعضای خانواده برو، از دیترویت به دست نیسمن رسید. او به خاطر می آورد "نفسم را حبس کردم"، و "عکس ابراهیم دقیقا با تصویرهای تهیه شده قبلی مطابقت داشت."
نیسمن می گوید ایرانی ها در گفتگوهای ناموفق اخیرشان با او، که به درخواست اینترپل انجام شد به او گفتند که در تهران به خاطر تهمت به ملت ایران محاکمه خواهد شد و سال ها در زندان های این کشور مجبوس خواهد ماند. به نظر نمی رسد که چنین تهدیداتی او را نگران کرده باشد، به آرامی می گوید "نه"، او برنامه ای برای دیدار از جمهوری اسلامی در آینده نزدیک ندارد.
عملکرد حرفه ای، فداکارانه و محتاطانه نیسمن باعث پیشرفت شگفت آور در پرونده ای شد که پیش از آن به انحراف کشیده شده بود. او یک دهه پس از حادثه عواملی که مرتکب این جنایت شدند را تشخیص داد و چنان در گردآوری اسناد و مدارک مصمم بود که موفق شد دولت های عرب را نیز در جلسه هیات رییسه اینترپل برای مقابله با تهدیدات ایران متقاعد کند.
او اکنون از جامعه بین المللی می خواهد که در پیگیری استرداد مجرمین هم چنین عزمی را از خود نشان دهند، اما این آرزویی دست نیافتنی است، و نیسمن این را می داند. با وجود اینکه او صدور دستور کشتار جمعی، توسط رییس جمهور اسبق ایران را اثبات کرده است، برای باور به اینکه جامعه بین المللی در برخورد با رفسنجانی و همراهانش آن قاطعیتی را که در برخورد با جانشین فعلی اش (محمود احمدی نژاد) دارد نخواهد داشت، هیچ دلیلی نمی یابد.
در واقع بمب گذاری های آمیا و سفارت اسراییل که در مجموع بیش از صد غیرنظامی بی گناه کشته بر جای گذاشت، موید این نکته است که قاطعیتی که آلبرتو نیسمن در تعقیب این مجرمان بد طینت از خود نشان داد، تنها با بی رحمی ایران در پیگیری جاه طلبی های هسته ای قابل مقایسه است.■
دیوید هوروویتز / جروزالم پست / 21/12/2007
به اشتراک بگذارید