RSS

ایران در جهان ۶۲

درگیری های بصره، انگیزه های ایران و محاسبات عراق

سامی شورش / الحيات / 03/04/2008

ترجیحا انتقال نوری المالکی نخست وزیر عراق از موضع هم پیمانی با مقتدا صدر رهبر شیعه به موضع رویارویی گسترده و بسیار داغ بطور کلی به اشتباهی باز می گردد که وی بیش از یک سال پیش مرتکب شده بود.

اشتباه این بود که وی در زمان تدوین طرح اعمال قانون آمریکایی ها را در رابطه با دو مساله قانع کرد اول: چشم پوشی از مقابله با مقتدا صدر و تعقیب شبه نظامیانش موسوم به ارتش مهدی بود بهانه مالکی این بود که این شبه نظامیان خطری بالفعلی را برای دولت تشکیل نمی دهند و او می تواند مقتدا صدر را قانع کند که این ارتش را در نزدیکترین فرصت ممکن منحل سازد.

دوم : مالکی به آمریکایی ها تاکید کرد که وی خود شخصا نه تنها مقتدا صدر را در رابطه با منحل کردن ارتش مهدی متقاعد می کند بلکه زمینه دور کردن وی را از دامنه نفوذ ایران نیز فراهم خواهد کرد، یا حداقل صدر را وادار خواهد کرد که از همکاری نظامی محرمانه با ایران که با هدف تعویق پیشرفت روند سیاسی در عراق انجام می شود، دور شود.

در آن دوره مالکی مملو از این طرز تلقی بود و بر این باور بود که روابط عالی وهم پیمانی گسترده اش با مقتدا صدر مجال مانور زیادی برای اعمال فشار جهت تضمین حمایت مقتدا صدر از طرح اعمال قانونی فراهم خواهد کرد. اشاره می شود که حزب الدعوه که رهبری آنرا مالکی به عهده دارد در آن مقطع زمانی خاص هم پیمانی سیاسی قوی و گسترده ای با صدر داشت.

بر کسی پوشیده نیست که این هم پیمانی نقش سرنوشت سازی در دستیابی مالکی به نخست وزیری و پیروزی اش بر عادل عبد المهدی معاون فعلی رئیس جمهور عراق و یکی از رهبران مجلس اسلامی عراق داشت. اما نتایج طرح اعمال قانون که بعد از یک سال از اجرای آن به دست آمد نشان داد مالکی در تحقق این دو وعده به آمریکایی ها ناکام بود.

نه ارتش مهدی از روحیه شبه نظامی، سلاح و عملیات مسلحانه اعلام نشده است برای ضربه زدن به امنیت عراق دست کشید و ربودن، کشتن شهروندان تا گلوله باران منطقه سبز با خمپاره ها و توپ های ایرانی را کنار نگذاشت و نه همکاری نظامی محرمانه خویش را با ایران برای تسهیل عملیات نقل وانتقال جنگ افزار از ایران به داخل خاک عراق را متوقف کرد.

در این چارچوب زمانیکه مالکی کار تدوین طرح اعمال قانون را آغاز کرد سعی کرد بیشتر هم وغم خود را حول محور مبارزه با گروه های افراطی و مسلح اهل تسنن و گروه تروریستی القاعده در بغداد و غرب عراق متمرکز کند. اما در رابطه با گروه های شیعه، جریان صدر و ارتش مهدی که آمریکایی ها همواره از گسترش روابطشان با سازمان های اطلاعاتی ایران نگران بودند مالکی همواره بر اهمیت مستثنی قرار دادن این جریان از عملیات امنیتی و نظامی در چارچوب این طرح تاکید می کرد.

ترجیحا باید گفت که آمریکایی ها در آن مقطع زمانی خاص با این پیشنهاد مالکی موافقت کردند، گرچه این موافقت با ناخرسندی همراه بود، آنها گرچه نظرات مالکی را پذیرفتند اما همچنان نسبت به توانمندی اش در قانع کردن جریان صدری برای چشم پوشی از همپیمانی محرمانه با تهران در شک وتردی باقی ماندند.واشینگتن حتی برای یک روز هم حاضر نشد از اعلام اینکه ارتش مهدی یکی از اهرم های ایران است و هدف اصلی اش برهم زدن آرامش حضور آمریکایی در عراق است عدول کنند.

اما اعلام تعلیق فعالیت ارتش مهدی توسط مقتدا صدر آنهم در اولین مراحل اجرای طرح اعمال قانون امیدواری زیادی به آمریکایی در رابطه با توانمندی مالکی در انجام این مهم داد. با این وجود واشینگتن همچنان خود را برای مقابله با جریان صدر در مراحل بعدی آماده می کرد، بخصوص که به وضوح گسترش دامنه نفوذ صدر را در شهرهای بصره ، ناصریه و کوت به خوبی مشاهده می کرد.

این نفوذ که همواره خود را با خروج از ساختار دولت مالکی و تحریم آن از دیگر جریان های اصلی شیعه متمایز می کرد به تدریج عرصه را بر مجلس اعلا و مرجعیت آیت الله علی سیستانی در دو شهر مقدس نجف و کربلا هم به تدریج تنگ می کرد.

از اینرو ایالات متحده به سرعت تصمیم گرفت کانال های گفتگو و همکاری با رهبران عشایر عربی و گروه های مسلح سنی در غرب عراق را به سرعت ایجاد کرده و بخصوص در الانبار و فلوجه وتکریت آنها را برای جنگ علیه گروه القاعده بسیج کرده در کنار آن زمینه ورودشان را به روند سیاسی در چارچوب طرح آشتی ملی که آمریکا امیدهای زیادی به آن بسته بود، آغاز کرد.

در واقع آمریکایی ها امیدوار بودند آشتی ملی به رهبری مالکی نه تنها روابط بین اهالی غرب عراق با گروه القاعده را قطع می کند بلکه باعث پایان همکاری وهماهنگی بین ارتش مهدی و ایران هم شود.

در واقع آمریکایی ها به بسیاری از اهداف خود در چارچوب آشتی ملی عراق رسیدند ، از آن جمله آنها گروه های عشایر ومسلح در غرب عراق را وارد ساختار حکومت کردند، اما مالکی از جانب خود نتوانست دو هدف مربوط به خویش را تحقق بخشد و در جذب صدر به همکاری آشکار با روند سیاسی از یک سو و پایان دادن به همکاری با ایرانی ها ناکام ماند.

اشاره می شود که آمریکایی ها چند ماه پیش اعلام کردند که ایران بر میزان دخالت های خود درامور عراق افزوده و مقادیر بیشتری از سلاح و بمب های ضد زره را به داخل عراق منتقل کردند.

فرماندهان نظامی آمریکایی حتی تاکید کردند که اطلاعاتی در اختیار دارند که تاکید می کند گلوله هایی که به سوی منطقه سبز شلیک می شوند، خمپاره هایی ایرانی هستند که از داخل شهرک صدر در شرق بغداد شلیک می شوند و جنگجویان وابسته به ارتش مهدی اقدام به شلیک آن می کنند.

در همین راستا منابع نزدیک به دولت عراق هم که خواستند نامشان فاش نشود از شک و تردیدهای دولت عراق در رابطه با اهداف واقعی سفر محمود احمدی نژاد به عراق خبر دادند، به اعتقاد آنها این سفر که بیش از یک ماه پیش انجام گرفت چیزی جز سرپوشی بر تصمیم محرمانه ایران در رابطه با افزایش تلاش های خود جهت برهم زدن بهبود امنیتی در عراق نبوده است.

به گفته این منابع ایرانی ها از موفقیت های طرح اعمال قانون در بخش مربوط به بغداد ناخرسند هستند. همچنین ساختار محوری و اصلی شیعیان یعنی مجلس اعلای عراق به رهبری عبد العزیز حکیم هم مرکز ثقل سیاسی و نظامی خود را در همسویی با این طرح قرار داد مساله ای که از دیدگاه ایرانی ها به عنوان رویکرد شیعیان برای همکاری نظامی و سیاسی گسترده با ایالات متحده در عراق تفسیر شد.

مساله ای که از همه بیشتر ایرانی ها را ناراحت کرد این بود که مالکی که بعنوان یکی از بارزترین چهره های شیعیان در عراق محسوب می شود طی چند ماه اخیر در کنار تلاش خود برای بازگرداند امنیت، کار مهار نفوذ ایران را هم در دستور کار خود قرار داد.

ترجیحا باید گفت که تلاش های نخست وزیر عراق برای مهار خشونت طایفه ای، الحاق شوراهای (سنی عراقی) الصحوه به سازمان های امنیتی عراق در کنار تلاش هایش برای متقاعد کردن صدر جهت تعلیق فعالیت ارتش مهدی و انحلال آن در مراحل بعدی طرح اعمال قانون همگی نشانه هایی از تصمیم شیعیان عراق برای پایان دادن به نفوذ ایران در کشورشان یا حداقل مقدم قرار دادن منافع ملی خود بر منافع ایران در صحنه رویاروی با ایالات متحده محسوب می شود.

منابع عراقی اعلام کردند مالکی که اکنون به شکل قابل توجهی مورد اعتماد دولت رئیس جمهور جرج بوش قرار دارد به تدریج به این اعتقاد رسیده است که تهران از ارتش مهدی نه برای مقابله با آمریکا بلکه برای اجرای تصمیم خود مبنی بر ضربه زدن به بهبود شرایط امنیتی در عراق و حتی رویارویی با شخص وی و از بین بردن آینده سیاسی اش استفاده می کند.

از اینرو وی پیشنهاد آمریکا را در رابطه با تعویق انجام عملیات پاکسازی استان نینوا از گروه های مسلح تروریستی پذیرفت تا فرصت برای انجام عملیات وسیع در استان بصره با هدف مهار نفوذ ارتش مهدی و مجبور کردن ایران به توقف همکاری با این ارتش فراهم شود.

به اعتقاد برخی از ناظران عراقی اصرار مالکی برای حضور شخصی و فرماندهی مستقیم عملیات در بصره به نحوی تلاشی از سوی وی برای بهانه قرار دادن این عملیات جهت عدم حضور در نشست سران اتحادیه عرب در دمشق بود. اما منابع دولتی می گویند که انگیزه اصلی مالکی برای فرماندهی عملیات نظامی در بصره این بود که به تدریج وی احساس می کند که آمریکایی ها او را مقصر اصلی تبعات وخامت اوضاع امنیتی در عراق می دانند، زیرا این او بود که چشم خود را در برابر خطرات ارتش مهدی و به تبع آن نفوذ ایران در عراق بست و کندی بی دلیل پیشرفت روند سیاسی را هم بی اهمیت تلقی کرده بود.■

مترجم : علی حسین زاده

سامی شورش / الحيات / 03/04/2008

 

بالای صفحه