RSS

ايران در جهان ٧۹

احمدي نژاد در لباس عدم تعهد(بی طرفی)

الياس حرفوش / الحيات / 30/07/2008

جنبش عدم تعهد يا بي طرفي از نهرو، سوكارنو، تيتو و عبدالناصر به دستان محمود احمدي نژاد رئيس جمهوري ايران رسيد. تغييري كه نه تنها به "مفهومي" كه اين جنبش براساس آن پايه گذاري شد بلكه به "سطح سران" اين جنبش نيز تسري يافت.

جنبش كشورهاي عدم تعهد يا بي طرف دراوايل دهه 60 ميلادي به دستان چهره هاي شاخص بين المللي ايجاد شد. چهره هايي كه تلاش داشتند جهان را از تنش آن دوره ميان اردوگاه غرب و كمونيست نجات دهند.

جنبشي كه سران آن در آن زمان، سمبل جنبش هاي آزاديخواهانه بين المللي بودند. جنبش هايي كه در آن عصر به دنبال آزادي از هيمنه امپراطوري آمريكا و خروج از سيطره تفكرات كمونيستي توتاليتاري وقت بودند.

بدون ورود به اين مساله كه آن تفكرات در آن دوره زماني خاص كه توسط آن افراد راه اندازي شد تا چه اندازه موفقيت آميز بود ولي بايد گفت كه شرايط بين المللي توجيه گر مواضع ميانه و حد وسط سران جنبش عدم تعهد در سايه تنش شديد دو قدرت جهاني بود.

اين درحالي است كه آن شرايط ، هم اكنون به پايان رسيده و الان شاهد چنين تنش و درگيري بين دو اردوگاه نيستيم چرا كه هم اكنون يكجانبه گرايي تك قطبي بر رفتارهاي بين المللي سايه انداخته است.

در دوره اي به سر مي بريم كه مواضع كشورهاي بزرگي چون روسيه، چين، برزيل، هند و اين چنين كشورهايي براي منافع آني براساس دوري يا نزديكي از قطب آمريكايي شكل مي گيرد.

همچنين تفكر عدم تعهد يا بي طرفي در جنبش عدم تعهد براساس رد دخالت در امور ديگر كشورها و درخواست از دو اردوگاه غرب و شرق براي دست كشيدن از كشورهايي بود كه در دائره تنش ميان آنها قرار نداشتند.

برهمين اساس مثلا تيتو يوگسلاوي قطب ميانه و مياجيگري قاره اروپا، سوكارنو اندونزي در جهان اسلام و جمال عبدالناصر در جهان عرب همين نقش تقريبا حد واسط را ايفا مي كردند. گرچه مصر سعي مي كرد تا نقش منطقه اي قدرتمندي در اختيار داشته باشد برهمين اساس تلاش كرد تا بر سوريه پس از وحدت با مصر سيطره داشته باشد يا در جنگ هاي يمن، يكي از طرف هاي درگير باشد.

اما مفهوم احمدي نژاد براي عدم تعهد به دو اردوگاه غرب و شرق يا بي طرفي ميان آن دو با مفهومي كه پايه گذاران جنبش عدم تعهد بنيان گذاشتند در تناقص است.

براي مثال وي نقشي را كه ايران در تنش هاي منطقه اي ايفا مي كند؛ نقش بي طرفانه اي نمي داند بلكه مواضع وي نشان دهنده دخالت هاي بسياري در امور داخلي ديگر كشورهاست كه خود نيازمند جنبش عدم تعهد (بي طرفي ) جديدي براي تصحيح است.

در اين زمينه موضع احمدي نژاد در سخنراني افتتاحيه نشست عدم تعهد نسبت به معاهده امنيتي ميان دولت عراق و آمريكا مثالي در اين زمينه است.

وي گفت كه اين معاهده به حقوق و استقلال ملت عراق اهانت مي كند.

همين واقعيت در زمينه نقش ايران در نزاع فلسطين يا لبنان با استفاده از سياست و سلاح نيز مطرح است.همچنين چنين شرايطي در مناطق مختلفي كه امكان دارد نفوذ ايران به آن مناطق برسد؛ متصور است.

اين است حال كشوري كه هم اكنون جنبش عدم تعهد را رهبري مي كند و هم اكنون در صدر كشورهايي است كه يكي از مباني اساسي جنبش عدم تعهد را كه براساس آن پايه گذاري شد يعني بي طرفي را زير پا مي گذارد. احمدي نژاد همچنين تلاش دارد تا آنچه از نفوذ اين جنبش با عضويت 118 كشور باقي مانده در مقابله با تنها قدرت پرنفوذ جهان امروز به كار گيرد.

جنبش عدم تعهد در تفكر احمدي نژاد آن است كه طرفداري كاملي از موضع ايران كه رياست دوره اي آن برعهده دارد؛ داشته باشد.

با اينكه رئيس جمهوري ايران تلاش خود را براي حمايت از روسيه و چين در مقابله آشكار با جامعه بين الملل در قالب شوراي امنيت سازمان ملل متحد مخفي نمي كند ؛ جهان را به اين موضوع مژده مي دهد كه پايان نفوذ قدرت هاي بزرگ نزديك است. آيا اين مطلب به معني پايان نفوذ روسيه و چين نيز هست؟ واينكه جهان آتي در آستانه عصر جديدي از اميدواري است چرا كه در سيطره نفوذ ايران قرار خواهد گرفت.

احمدي نژاد همچنين اتهام جديدي را مطرح كرد كه به هيچ عنوان به ذهن موسسان جنبش عدم تعهد نيز نمي رسيد. اتهام به آمريكا و ديگر قدرت هاي بزرگ درباره اينكه در برابر گسترش بيماري ايدز مسئوليت دارند. چرا كه اين وضعيت در نتيجه شرايط بين المللي به وقوع پيوسته كه اين قدرت ها آن را بر جهانيان تحميل مي كردند. ممكن است به همين دليل باشد كه احمدي نژاد پيش از اين، وجود اين بيماري در كشورش يا احتمال اينكه ايراني ها به اين بيماري گرفتار شوند را رد كرده بود.

درسايه پيروزهايي بين المللي كه ايران در جهان آنها را رقم مي زند؛ براي قدرت هاي بزرگ بسيار سخت است كه ديوارهاي حفاظتي سخت اين كشور را رد كنند حتي اگر از طريق ايدز باشد.■

ترجمه از عربی: رضائیان

الياس حرفوش / الحيات / 30/07/2008

 

بالای صفحه