مارلن شنیپر / تاگس انتسایگر / 11/08/2008
موفازدرآمریکا برای مخاطبانش توضیح داد ایران قادراست در سال 2010 به میزانی اورانیوم غنی کند که بشود با آن بمب اتمی ساخت. بدین ترتیب به اشاره رساند که اگر قرارباشد جلوی دسترسی ایران به سلاح هسته ای گرفته شود، حملۀ نظامی درآیندۀ نزدیک اجتناب ناپذیراست. بعد ازاین اظهارنظر قیمت نفت خام درنیویورک موقتاً افزایش یافت. ایران نیزکه تولید کنندۀ نفت خام است ازاینگونه ترساندن ها بهره می برد. اما موفاز ازاین بابت نگرانی ندارد.
این سیاستمدار 60 ساله درتلاش برای جانشینی اولمرت در رهبری حزب کادیما و نیز نخست وزیری، جدی ترین رقیب تسیپی لیونی است. در برابرِ وزیرخارجه که گفته در صورت رسیدن به نخست وزیری به روند صلح با همسایگان ادامه خواهد داد، اولمرت به سابقۀ نظامی خود تکیه می کند. به باوراوحالا که آرامش نسبی برقراراست برخی امنیت را موضوعی فرعی می پندارند. موفازهفتۀ گذشته در شروع فعالیت تبلیغاتی خود هشدار داد "اینگونه موضع گیری خطرناک است." وی امیدواراست ازآب گل آلود که خود به آن دامن هم می زند ماهی بگیرد. موفازدرسال 1948 درتهران زاده شد و 9سال داشت که با پدر و مادرش به اسرائیل مهاجرت کرد.می گوید ایرانی ها مردمانی مسالمت جویند و بسیاری از آنها بی صبرانه منتظرند تا "از چنگ حکومت افراطی خود رها شوند."
موفاز دراسرائیل وارد خدمت نظام شد و به واحد چترباز پیوست؛ بنیامین نتانیاهو که نخست وزیر بود او را درسال 1998 به ریاست ستاد ارتش گماشت. این سمت را در دوران نخست وزیری ایهود باراک و نیز چندی در دوران آریل شارون حفظ کرد تا اینکه شارون در سال 2002 وزارت دفاع را به او سپرد.هنگامی که شارون در پائیز 2005 و در پی مخالفت لیکود با عقب نشینی یکجانبۀ نیروهای اسرائیل از نوار غزه حزب کادیما را بنیاد نهاد، موفاز ابتدا کوشید خود رهبری حزب لیکود را بر عهده گیرد. وقتی پی برد در مقابل نتانیاهو بختی ندارد به کادیما پیوست. بعد از انتخابات در بهار 2006 اولمرت به وزارت راه و ترابری انتقالش داد. اولمرت، موفاز را با حفظ سمت به معاونت خود هم برگزید و مسئولیت گفتگو با آمریکا را به او داد، که باعث شد پیوسته به واشینگتن سفر کند.با این وجود احساس می کند که شأنش بالاتر از اینهاست.
اکنون مصمم است که وضع را عوض کند. قبل از انتفاصۀ دوم در سال 2000 موفاز که فرماندۀ ارتش بود نیروهایش را برای جنگ های خیابانی با فلسطینی ها هم آموزش داده بود.اسرائیلی ها این کارش راپسندیدند.اما تازه در جریان جنگ لبنان در سال 2006 بود که مردم دیدند گر چه سربازان این کشور قادرند بچه های مدرسه ای و کشاورزان را در سرزمین های تحت اشغال سرکوب کنند اما از پس چریک های با انگیزه و مجهز به سلاح های جدید چون حزب الله برنمی آیند.کارشناسان اسرائیلی این آبروریزی در جنگ را از جمله به دلیل کوتاهی هایی می دانند که موفاز نیز به عنوان رئیس ستاد ارتش و وزیر دفاع در سال های گذشته در آنها نقش داشته است.
سازشی برسر بیت المقدس صورت نمی گیرد
هر چه انتقاد ازموفاز بیشتر می شود او هم به همان نسبت بیشتر تیغ می کشد – نه تنها به روی ایران بلکه به روی فلسطینی ها و سوریه. با حرارت تکرار می کند که بیت المقدس "تا ابد پایتخت یکپارچۀ اسرائیل خواهد ماند." گفته اگر لازم باشد خودش هم در جولان ساکن خواهد شد تا به دمشق بفهماند که تنها "صلح در برابر صلح" وجود دارد. روزنامۀ "ها آرتص" در تفسیری نوشت این همه شور و شوق تحسین بر انگیز است اما درعین حال این دلهره را هم در انسان ایجاد می کند که:"این آدم واقعاً چه در سر می پروراند؟ جنگ جهانی؟ جنگ غولها؟ "
بختِ لیونی بیشتر است
تل آویو – در 17 سپتامبر 70000 عضو حزب کادیما می توانند رهبر تازۀ حزب را برگزینند. کسی که برنده شود تلاش خواهد کرد دولت بعدی را تشکیل دهد. وزیرخارجه تسیپی لیونی بخت بیشتری دارد اما موفاز به سختی با او رقابت می کند. آوی دیشتِر وزیر امنیت داخلی و مِئیر شیتریت وزیرکشورهم خود را نامزد کرده اند، اما احتمال پیروزی آنها نمی رود.
اگر در 17 سپتامبرهیچیک از نامزدها اکثریت مطلق را بدست نیاوَرَد دو نفر اول باید یک هفتۀ دیگر مجدداً در رأی گیری شرکت کنند. تکلیف رهبری حزب که مشخص شد اولمرت کنار خواهد رفت. سپس رئیس جمهور، شیمون پرز، یکی ازنمایندگانِ کنیست رامأمور تشکیل دولت جدید خواهد کرد. دراین صورت قطعاً رهبر حزب کودیما اولین کسی است که این مأموریت را دریافت خواهد کرد.■
مارلن شنیپر / تاگس انتسایگر / 11/08/2008
به اشتراک بگذارید