RSS

ايران در جهان ۸۲

جنگ روسيه و پيام هاي ايران

خالد الدخيل / الاتحاد(امارات) / 23/08/2008

عامل مشتركي ميان وضعيت خليج فارس و جنگ روسيه عليه گرجستان، كشوري كه هم اكنون در اروپا به دنبال حامي مي گردد؛ وجود دارد و آن عامل مشترك، آمريكاست .

جنگ روسيه عليه گرجستان به عنوان چالشي جدي براي واشینگتن مطرح است و دليل آن نيز وضعيت منطقه خليج فارس و به طور خاص پرونده هسته اي ايران است .آمريكا هم اكنون خود را در زمينه دخالت در ماجراي گرجستان و حمايت از اين كشور در برابر خرس روسي ناتوان مي بينيد.

پيش از اين يك مقام رسمي در وزارت امور خارجه آمريكا به تعدادي از خبرنگاران گفته بود كه امكان كشاندن پاي ناتو يا جامعه جهاني به اين موضوع (جنگ عليه گرجستان) وجود ندارد. اين وضعيت به رغم اينكه گرجستان نزديك ترين هم پيمان آمريكا درميان كشورهاي استقلال يافته از شوروي سابق به شمار مي آيد.

واشینگتن مي داند كه جنگ روسيه، توسعه طلبانه است و آمريكا هم يكي از طرف هاي اين جنگ است.روس ها ترجيح داده اند كه از اين واقعيت سوءاستفاده كنند و آن واقعيت اين است كه دستان آمريكايي ها به صورت بدي در منطقه خليج فارس (شامل عراق) و افغانستان بند شده است .

روس ها از اين جنگ هدفي دوگانه را دنبال مي كنند.آنها اولا مي خواهند گرجستان و رئيس جمهوري آن ساكاشفيلي را به دليل هم پيماني با آمريكا مجازات كنند و ثانيا محاصره اي را كه ناتو به دنبال ايجاد آن در مرزهاي روسيه از طريق گسترش اعضا در ميان كشورهاي اروپاي شرقي است؛ متوقف كنند. اروپاي شرقي به عنوان حياط خلوت روسيه و محل نفوذ مستقيم مسكو مطرح بوده است.

چه چيزي مانع از آن مي شود كه آمريكا نتواند در اين وضعيت دشوار به كمك هم پيمان خود يعني گرجستان بشتابد؟ روزنامه نيويورك تايمز مي نويسد: ممكن است مهمترين دليل در "نياز شديد آمريكا به نفوذ روسيه بر ايرانيان" باشد.

روسيه نيز مي داند كه چنين كارت بازي را در اختيار دارد و هم اكنون زمان استفاده از آن است اما در عين حال اين نكته را نيز مي داند كه محدوده استفاده از اين كارت بازي كجاست چرا كه در غير اين صورت اين وضعيت به نوعي ماجراجويي تبديل مي شود.

واقعيت آن است كه جنگ روسيه به اين شكل به وضعيت منطقه خليج فارس و به طور خاص به موضوع هسته اي ايران مرتبط است و نتايج اين جنگ يكي از عوامل موثر بر وضعيتي است كه پرونده هسته اي ايران پيدا خواهد كرد. اگر روسيه از اين جنگ دست نكشد اين اقدام باعث خواهد شد تا توازن قوا در اروپا بار ديگر دستخوش تجديدنظر قرار گيرد. وضعيتي كه باعث حتمي شدن دخالت ناتو در اين ماجرا مي شود و اين حالتي است كه هيچ يك از بازيگران خواهان نزديكي به آن هم نيستند.

اگر روس ها از جنگ دوري نكنند و اين اتفاق بيافتد يكي از تبعات آن اولويت گرفتن گزينه نظامي در منطقه خليج فارس است.

چرا كه روسيه در اين وضعيت به پيام آمريكا با مضمون عدم دخالت اهميتي نداده و از سوي ديگر ايران دوست روسيه است و مي بايست از دستاوردهاي مسكو در اروپا كاست و اين اقدام با كوتاه كردن ناخن هاي دوستانش در آسيا ممكن مي شود.

اگر وضعيت منطقه خليج فارس در تنش بين المللي فعلي اين گونه است پس نقش كشورهاي منطقه در تنش هاي منطقه اي با گستره بين المللي چيست؟

مهمترين اين تنش ها و خطرناك ترين آنها در حال حاضر پرونده هسته اي ايران است كه در قلب خليج فارس قرار دارد.تا كنون به نظر مي رسد كشورهاي عربي حوزه خليج فارس تنها از دور نقشي را درباره توازن هاي منافع سياسي بازيگران اين پرونده ايفا مي كنند.نقشي با تاثيري بسيار محدود چرا كه اين نقش همزمان تسليم توازن هاي منافع و قدرت است.مثال وضعيت عراق و آنچنان كه اين ماجرا تمام شد بهترين راهنما درباره ماهيت اين نقش است. از سوي ديگر ايران نيز به نظر مي رسد كه اصرار دارد تا براي خود نقشي منطقه اي گسترده تر از محدوده منطقه خليج فارس ترسیم كند. نقشي كه با آرمان هاي سياسي اين كشور متناسب باشد.

به عبارت ديگر ايران خواهان آن است كه نقش منطقه اي خود را در درجه اول و قبل از هر چيز براساس حجم جايگاه اين كشور در نقشه توازن هاي قدرت در منطقه ترسيم كند و همين عامل در كنار ديگر عوامل باعث مي شود تا ترديدها درباره برنامه هسته اي ايران بيشتر شود.

ديگر كشورهاي حوزه خليج فارس و به طور خاص اعضاي شوراي همكاري خليج فارس هم هيچ توجهي به برعهده گرفتن نقش منطقه اي موثر به ويژه در زمينه هاي سياسي و نظامي ندارد.

پيام هاي ايراني جديد نيست ... و هم اكنون ايران كشورهاي عربي حوزه خليج فارس را از همكاري با آمريكا منع مي كند ....اين جزئي از مديريت اختلافات خود با جهان است.

در همين چهارچوب نيز هر از چند گاهي از سوي يكي از مقامات ايراني مطالبي خطاب به كشورهاي عربي حوزه خليج فارس مطرح مي شود.

هميشه نيز اين سخنان بيش از يك پيام سياسي را در خود دارند كه نمي تواند از چشمان ناظران دور بماند. اين پيام ممكن است معني تهديد پنهان را در خود داشته باشد.مثالي درباره تهديدات ايراني ها در زمينه اينكه پايگاه هاي آمريكايي در تيررس موشك هاي ايراني قرار دارند كه منظور آنها نيز كشورهاي ميزبان پايگاه هاي آمريكا در حوزه خليج فارس و به صورت خاص كويت، بحرين و قطر است.

بعضي ديگر از پيام ها ممكن است خيلي مسقيم تر باشند و آن هنگامي است كه ايران تهديد مي كند در صورت قرار گرفتن در وضعيت جنگي، تنگه هرمز را خواهد بست و پيام ايران در اينجا واضح است: خفه كردن صادرات نفت كشورهاي عربي واقع در حوزه خليج فارس.

احيانا ايران پيام خود را به صورت كاملا مستقيم اعلام مي كند.همانند فرمانده نيروي زميني سپاه پاسداران انقلاب ايران هنگامي كه در ابتداي اين هفته گفت: اگر ايران مورد حمله قرار گيرد نخستين اقدام آن توقف انتقال نفت در خليج فارس و هدف قرار دادن پايانه ها و پالايشگاه هاي نفتي منطقه است.

اما پيامي كه با شفافيت بيشتري طرح شد از زبان معاون وزير امور خارجه ايران در امور پژوهشي بود،هنگامي كه اظهار داشت: تا هنگامي كه رژيم هاي پادشاهي در منطقه برقرار هستند خاورميانه مركز تحولات و بحران ها خواهد ماند و تنش ها و درگيري ها تمام نخواهند شد مگر با برچيده شدن اين رژيم هاي سنتي.

در اين جا پيام ايراني ها به كشورهاي عربي حوزه خليج فارس مطرح مي شود تا به آنها يادآوري كند كه ايران تناقض ميان سيستم سياسي خود و نظم سيستم هاي سياسي كشورهاي عربي حوزه خليج فارس را درك مي كند و اين تناقض نه تنها در منافع دو طرف بلكه تناقضي درباره امكان زندگي در كنار يكديگر نيز هست.

سخن معاون وزير خارجه مي تواند پيام غيرشفاف ديگري از ايراني ها باشد. همچنين ممكن است محتواي پيام ايراني ها اين باشد كه هم پيماني كشورهاي حوزه جنوبي خليج فارس با آمريكا نمي تواند منبع حمايتي براي منافع آنها باشد بلكه باعث ايجاد منبع تهديد براي آنها نيز شود چرا كه اين هم پيماني با منافع و آرمان هاي ايران تعارض دارد. به عبارت ديگر تهران به دنبال آن است كه كشورهاي عربي حوزه خليج فارس را قانع كند كه ائتلاف آنها با واشینگتن هزينه هاي زيادي دارد و هنگامي كه لحظه واقعه فرارسد آنها نخواهند توانست همه اين هزينه ها را به يكباره بپردازند.

همچنين نكته قابل توجه آن است كه به رغم وجود اين هم پيماني، كشورهاي عربي حوزه خليج فارس هيچ حضوري در روند گفت وگوها با ايران ندارند بلكه كشورهاي غربي از جمله آمريكا بسته اي از مشوق ها را بدون مشورت با اين كشورهاي عربي به ايران ارائه كردند و اين مطلبي است كه اخيرا نيز وزير امور خارجه بحرين آن را تاييد كرد. روزنامه الشرق الاوسط هم ماه گذشته ميلادي به نقل از منبعي آگاه در يكي از كشورهاي عربي حوزه خليج فارس نوشت: آنچه باعث نگراني اين كشورها مي شود آن است كه معلوم شده قرار است به تهران نقشي منطقه اي در آينده منطقه اعطا شود و اين كشورها نگران آن هستند كه بهاي ايجاد اين وضعيت از ثبات آنها هزينه شود و باعث ايجاد اختلال در توازن هاي كنوني منطقه شود.

با اينكه پيام هاي ايران به هيچ عنوان جديد نيستند و منطقه نيز از زمان انقلاب ايران در اواخر دهه هفتاد قرن گذشته به اين پيام ها عادت كرده اما اين اواخر و همراه با بالاگرفتن موضوع هسته اي ايران اين پيام ها از ثبات و شفافيت محتوايي برخوردار شدند.

ايران به دنبال آن است كه از طريق اين پيام ها به اعمال فشار بر كشورهاي حوزه خليج فارس بپردازد تا اگر آمريكا تصميم به حمله به تاسيسات هسته اي ايران گرفت با آمريكا به همكاري نپردازند. پيام هاي ايران در اين وضعيت جزئي جدا نشدني از استراتژي ايران براي مديريت اختلافات خود با جامعه جهاني درباره پرونده هسته اي خود است .

هدف كنوني سياست ايران منع يا به تاخير انداختن تحميل هر گونه رويارويي نظامي است تا بتواند زمان مناسب را براي پيشبرد پرونده هسته اي خود كسب كند.■

ترجمه از عربی: رضائیان

خالد الدخيل / الاتحاد(امارات) / 23/08/2008

 

بالای صفحه