رضوان السيد / الحيات / 19/08/2008
در پاريس به نظر رسيد كه اسد اندوخته هاي بسياري براي مبادله يا مشاركت در اختيار دارد يا اينكه فرانسوي ها خواستند اينگونه به وي بفهمانند. علاوه بر عادي شدن روابط با لبنان با مقامات فرانسوي درباره ميانجيگيري ميان ايران و جامعه جهاني (!) سخن به ميان آورد.
وي نيز چند روز پس از بازگشت از فرانسه به تهران رفت اما هيچ سخني از ميانجيگري ميان ايران و اروپا يا گروه 5 +1 به ميان نياورد و اين در حالي است كه موجي از ترديدها از سوي ايران درباره سوريه به راه افتاده بود. نه تنها درباره مذاكرات غيرمستقيم اسد با اسرائيلي ها بلكه درباره روابط استراتژيك وي با تركيه به عنوان عضوي از ناتو .
همچنان از سرعادت بر ادامه همپيماني استراتژيك ميان ايران و سوريه تاكيد شد و اسرائيل هم با اعلام اينكه سوريه همچنان به حمايت از مسلح شدن حزب الله ادامه مي دهد اين وضعيت هم پيماني را تاييد كرد. اسرائيل همچنين براي دومين بار در يك ماه گذشته مانور نظامي را در منطقه جولان برگزار و نگراني خود را نسبت به اقدام حزب الله براي انتقام قتل عماد مغنيه در دمشق ونه فلسطين اعلام كرد.
اما در آنكارا بدون شك اسد در گفت و گو هاي خود با اردوغان نخست وزير تركيه دو موضوع را بررسي كرد. گفت و گو ها با اسرائيل و اوضاع منطقه. از ناحيه فني نمي توان حضور اسد را در تركيه به عنوان جزئي از مذاكرات غيرمستقيم با اسرائيل به شمار آورد اما آنچه در زمان كنوني مهم و مناسب است آن است كه شروط سياسي (اين مذاكرات) فراهم شوند.
اسد و اسرائيلي ها به طور جداگانه بيش از اين نمي توانند جلو بروند چرا كه اسرائيلي ها با پايان كار كابينه اولمرت روبه رو هستند و آمريكا هم از تعامل با سوريه ناراضي است.
اسد همچنين به چند دليل نيازمند وقت بيشتري است: قرار گرفتن ميان ايران و جامعه جهاني و انتظار براي تغيير كابينه آمريكا چرا كه شايد آمريكا در دوره رئيس جمهور جديد بتواند مذاكرات را حمايت كند و مشكل با كشورهاي عربي بزرگي چون عربستان سعودي و مصر حل شود. كشورهايي كه شيوه ها و رفتارهاي جديد و قديم سوريه را نمي پذيرند.
نتايج ديدارهاي رئيس جمهور لبنان ميشل سليمان از دمشق نيز نشان مي دهد كه سوريه با چه مشكلاتي روبه رو است لذا رئيس جمهوري لبنان از سفر به دمشق بازنگشت مگر اينكه وعده هايي را كه در پاريس درباره روابط ديپلماتيك با سوريه مطرح كرده بود، دوباره اعلام كند.
اين وعده اي است كه با مخالفت ها و نارضايتي هايي رو به رو است. مانند زمان اجرا، شرط ابقاي شوراي عالي لبنان و سوريه و ديدار رئيس جمهور اسد از لبنان.
همچنان راه طولاني والبته بسيار طولاني را در برابر مشكلات در بر دارد. مشكلاتي مثل لبناني هاي مفقوده شده در سوريه، اعتراف رسمي به لبناني بودن مزارع شبعا، برچيدن پايگاه هاي فلسطيني - سوري از مرزهاي مشترك دو كشور و سلاح سوري - فلسطيني در خارج از اردوگاه هاي آوارگان و داخل آنها، ترسيم خط مرزي رسمي از شمال تا جنوب مرزهاي مشترك سوريه و لبنان و تجديدنظر در توافقنامه هاي دو جانبه كه در دوره قيوميت سوريه بر لبنان به امضا رسيد.
به رغم همه اين موارد صحنه روابط سوريه تركيه اسرائيل و لبنان در كنار تنش موجود بر سر پرونده هسته اي ايران و گسترش دامنه نفوذ ايران در كشورهاي عربي قرار مي گيرد. سه ماه پيش از اين آمريكا به ارائه بسته اي از مشوق هاي اروپايي – روسي به ايران روي خوش نشان داد. پيشنهادي كه نپذيرفتن آن حداقل منجر به صدور سومين قطعنامه شوراي امنيت عليه ايران مي شود.
اروپايي ها و روس ها از يك طرف و آمريكایی ها از طرف ديگر درباره دو موضوع با يكديگر به توافق رسيده اند و درباره موضوع سوم نيز همچنان اختلاف نظر دارند. درباره ضرورت تلاش براي جلوگيري از گسترش سلاح هاي هسته اي و خطرناك بودن برنامه هسته اي ايران به توافق رسيده اند و درباره گزينه هاي مطرح پس از شكست ديپلماسي و بسته مشوق ها اختلاف نظر دارند. آمريكايي ها نمي خواهند تا گزينه نظامي را اگر ديپلماسي و مشوق ها شكست خورد كنار بگذارند و اين اقدامي است كه به اسرائيلي ها اطمينان مي دهد و آن را در وضعيت موجود نگه مي دارد. ديگران به آمريكايي ها مي گويند كه هنوز گزينه نظامي عليه ايران زود است و هم اكنون بايد وقت بيشتري براي موضوعات مهمتر صرف كرد.
اما رفتار ايران همچنان بسيار مبهم است. ايراني ها مشهور به سياسيت دوپهلو هستند.آيا برنامه آنها بوده كه تاكنون اقدامي براي ورود جدي به مذاكرات با آمريكايي و نه با همه اعضاي گروه 5+1 انجام نداده اند يا اينكه منتظرند تا دوره رياست جمهوري بوش به اتمام برسد و شخص ديگري بهتر از او بيايد. به رغم دو احتمال قبلي اما وضعيت براي ايران بسيار سخت و دشوار است. در ماه هاي گذشته عماد مغنيه را از دست دادند و جهت گيري جديدي از سوي سوري ها شكل يافت كه تبعات آن بر عراق نيز مشاهده شد و باعث شد تا طرفداران آنها در لبنان براي نخستين بار به صورت علني براي موضوعات داخلي دست به سلاح ببرند. معاون رئيس جمهور ايران هم مجبور شد اعلام كند كه اگر آمريكا و هم پيمانان آن در پرونده هسته اي ايران كمك كنند لبناني ها فلسطيني ها و عراقي ها آسوده خواهند شد و بهاي نفت كاهش خواهد يافت.
حمله استراتژيك ايران به مرحله مقاومت بازگشت. كه نشانه هاي آن را بيان كرديم. ايران هم اكنون كجاست؟ آيا ايران در مرحله كشوري ملي كه خواهان حفظ منافع خود است قرار دارد يا اينكه در مرحله يا موضع صحنه حسيني يعني اصرار بر شهادت است.
كشور ملي ايران طرح استراتژيكي در اختيار ندارد بلكه در زمينه منافع استراتژيك، حقوقي براي خود قائل است و اين درك در جامعه جهاني باعث شد تا بسته اي از مشوق ها را به ايران ارائه كند و مدت پاسخگويي به آن نيز دو هفته پيش از اين به پايان رسيد بدون اينكه ايران به آن پاسخ دهد.
بار ديگر آيا ايران در مرحله سنجش منافع خود و سياست ها و زمان مناسب و چگونگي پاسخ به چالش هاي خود است يا اينكه ايران بخش مورد توافق از سوي جهانيان را ترك و پا به بخشي ديگر كه غير قابل پيش بيني است مي گذارد. سخن رفسنجاني و ديگران كه صبرشان تمام شده است احساس مي شود كه از فكر دولت ملي نشات گرفته است. فكري كه هم اكنون در حاكميت نيست و ديگراني نيز در ايران و خارج از آن بر خلاف آن پافشاري مي كنند.
آنها يادآوري مي كنند آنچه را كه امام خميني در سال 1988 انجام داد و آتش بس با عراق را پذيرفت.وي اعلام كرد كه اين اقدام به مانند خوردن جام زهر بود. اما ايران در آن دوره در وضعيتي سخت تر از امروز به سر مي برد و به نظر مي رسد برنامه هاي رهبري ايران در آن دوره با دوره كنوني متفاوت باشد.
ظاهرا احمدي نژاد همچنان مجري سياست هاي رهبري ايران و نظام اسلامي آن است. او به تركيه رفت به كشوري كه پيش از او اسد به آن سفر كرده بود و خواهان اطمينان شده بود. اما احمدي نژاد همانگونه كه پيش از اين وزير خارجه اش نيز به دفعات به آن جا سفر كرد تلاش كرد تا ترك ها را به حق ايران در دراختيار داشتن برنامه صلح آميز هسته اي ترغيب كند و به آنها بفهماند كه سياست هاي دخالت آميز آمريكا باعث همه اين مشكلات شده است. اردوغان نيز گفته بود كه تركيه مي تواند در نزديك كردن ديدگاه هاي دو كشور ايران و آمريكا نقش ايفا كند. تركيه به رغم ائتلاف با پيمان ناتو همانند اروپا و روسيه با دخالت نظامي آمريكا در عراق موافقت نكرد برخلاف ايران كه با سكوت و عدم اعتراض موافقت خود را با اين اقدام اعلام كرد.
اگر امكان پذير باشد كه تركيه با آمريكا درباره استفاده نكردن از خشونت به گفت و گو بنشيند ايران بايد پاسخي قانع كننده به آژانس بين المللي انرژي اتمي بدهد و با بسته مشوق هاي 5+1 هم به تعامل بپردازد.
به احتمال زياد احمدي نژاد به تركيه نرفت تا از رقابت با اين كشور به كناري برود. تركيه رقيب اصلي ايران در منطقه است. همان كشوري كه تلاش دارد سوريه را از مشت ايران به سود منطقه مديترانه و اسرائيل خارج كند. اگر ايراني ها امروز يا فردا خواهان امتياز دادن و معامله هستند بايد كه به تعامل با روسيه، اتحاديه اروپا و بسته پيشنهادي 5+1 بپردازند و با خواسته هاي عربستان سعودي هم به تعامل بپردازد. كاهش نقش عربي – سني ميان آمريكا و ايران و خروج سوريه از محور ايران به سوي تركيه هر دو موضوع به ضرر ايران نخواهد شد. عربستان سعودي به عنوان حامي عرب هاي سني و ايران به عنوان حامي شيعه. ايران با عربستان درباره اهل تسنن رقابت نمي كند و عربستان هم با ايران بر سر شيعيان به رقابت نمي پردازد. همه منطقه هم اكنون به جز ايران و عربستان درگير گفت و گو و رايزني ها با اسرائيل هستند.همچنين دو كشور در زمينه امنيت منطقه خليج فارس با يكديگر مشاركت دارند و اين موضوعي است كه تركيه در آن دخالتي ندارد. اين تلاقي و نزديكي نيز نسبت به سال قبل بيشتر است. دو طرف پيش از اين در قالب كشورهاي همسايه عراق همكاري كرده بودند و در موضوع اختلافات شيعي سني در لبنان هم اينگونه بود. ولي اين ايران بود كه اقدام به اعمال فشارهاي بيشتر در لبنان كرد. چرا كه اهميت موضوع هسته اي از همه چيز براي آن ها مهمتر بود.
حد شمشير آن است كه جمهوري اسلامي ايران هم اكنون در آن قرار گرفته است و مي تواند يكي از دو مسير را دنبال كند. يا ديدگاه كشوري ملي با توجه به منافع خود كه مي خواهد از منافعش حمايت كند و آن را پس از تحمل فشارها در سه سال گذشته گسترش دهد را پي بگيرد يا اينكه به فرهنگ استشهادي حسيني توجه كند كه همانا بازتاب ها وتبعات آن در ساير نقاط جهان و البته بر ايران نمايان خواهد شد.■
رضوان السيد / الحيات / 19/08/2008
به اشتراک بگذارید