آندرو اسکات کوپر / فصلنامه میدل ایست جورنال / 04/11/2008
راند آخر در دوحه: معامله نفتی محرمانهای که به سقوط شاه ایران یاری رساند
عامل اصلی سقوط فاجعهبار درآمدهای نفتی ایران در ژانویه ۱۹۷۷ چه بود؟ سیاست، مذهب، فرهنگ و اقتصاد از جمله عواملی هستند که در فروپاشی نظام سلطنتی حاکم بر ایران در سال ۱۹۷۹ موثر شناخته شدهاند. اما تا کنون پژوهشگران به اسنادی که میتواند امکان واکاوی لایههای درونی روابط میان مقامات ارشد ایالات متحده و شاه ایران را فراهم کند و نوری بر این تاریکخانه بیفکند، دسترسی نداشتند؛ شاه ایران کسی است که کیسینجر برای تمجید و تحسین او، چنین عناوینی را بهکار میگرفت: "رهبری با ویژگیهای منحصر بهفرد، متحدی بیقیدوشرط و کسی که درکش از دنیا در تعمیق دریافت ما نیز موثر بود"(۱). با خارج شدن اسناد برنت اسکوکرافت - که در دولتهای ریچارد نیکسون و جرالد فورد کار میکرد - از طبقهبندی محرمانه، مسائلی آشکار شده که بیتردید درک ما از ریشههای انقلاب اسلامی در ایران را دستخوش تغییر خواهد کرد. این اسناد حاکی از آن است که تبانی ایالات متحده و عربستان سعودی در سال ۱۹۷۶ برای کاهش قیمت نفت، پیامد غیرمنتظرهای هم داشت؛ توطئه آنها نقطه آغاز یک بحران مالی در ایران بود، بحرانی که با بیثبات ساختن اقتصاد ایران، پایههای حکومت شاه را نیز متزلزل ساخت.
در ۹ روز نخست ژانویه ۱۹۷۷، آشفتگی در بازارهای جهانی نفت، اقتصاد ایران را زیر فشار خردکنندهای قرار داد. با قرار گرفتن ناگهانی میزان صادرات روزانه نفت در سراشیبی سقوط، صدها میلیون دلار از درآمدهای پیشبینی شده نفتی ایران بر باد رفت؛ کل تولید نفت به یکباره نسبت به ماه گذشته با کاهشی ۱۸ درصدی مواجه شده بود. این خونریزی شدید اقتصادی، حکومت شاه را وادار به بازنویسی بودجه کشور، متوقف کردن پروژههای در دست اجرا و قطع برنامههای کمک به کشورهای خارجی کرد. گذشته از این، شاه مجبور شد (برای جبران کسری بودجه) ۵۰۰ میلیون دلار هم از بانکهای اروپایی و آمریکایی وام بگیرد. علت اصلی بحران مالی ایران، تصمیم گستاخانه عربستان سعودی در نشست ماه دسامبر ۱۹۷۶ در دوحه قطر برای به چالش کشیدن افزایش بهای نفت بود؛ امری که به غیر از عربستان، همه کشورهای عضو اوپک کاملا با آن موافق بودند. شیخ احمد زکی یمانی، وزیر نفت عربستان، اعلام کرده بود که دولت این کشور تاثیر افرایش بهای نفت را با افزایش فروش نفت خود با قیمت پایینتر جبران خواهد کرد (۲). تهدید یمانی به اشباع بازار با نفت ارزان هرگز محقق نشد، اما سیستم دو نرخی اوپک عملا تا شش ماه ماندگار شد و ضربات مهلکی بر اقتصاد ایران وارد کرد.

عامل اصلی سقوط فاجعهبار درآمدهای نفتی ایران در ژانویه ۱۹۷۷ چه بود؟ سیاست، مذهب، فرهنگ و اقتصاد از جمله عواملی هستند که در فروپاشی نظام سلطنتی حاکم بر ایران در سال ۱۹۷۹ موثر شناخته شدهاند. اما تا کنون پژوهشگران به اسنادی که میتواند امکان واکاوی لایههای درونی روابط میان مقامات ارشد ایالات متحده و شاه ایران را فراهم کند و نوری بر این تاریکخانه بیفکند، دسترسی نداشتند؛ شاه ایران کسی است که کیسینجر برای تمجید و تحسین او، چنین عناوینی را بهکار میگرفت: "رهبری با ویژگیهای منحصر بهفرد، متحدی بیقیدوشرط و کسی که درکش از دنیا در تعمیق دریافت ما نیز موثر بود"(۱). با خارج شدن اسناد برنت اسکوکرافت - که در دولتهای ریچارد نیکسون و جرالد فورد کار میکرد - از طبقهبندی محرمانه، مسائلی آشکار شده که بیتردید درک ما از ریشههای انقلاب اسلامی در ایران را دستخوش تغییر خواهد کرد. این اسناد حاکی از آن است که تبانی ایالات متحده و عربستان سعودی در سال ۱۹۷۶ برای کاهش قیمت نفت، پیامد غیرمنتظرهای هم داشت؛ توطئه آنها نقطه آغاز یک بحران مالی در ایران بود، بحرانی که با بیثبات ساختن اقتصاد ایران، پایههای حکومت شاه را نیز متزلزل ساخت.
در ۹ روز نخست ژانویه ۱۹۷۷، آشفتگی در بازارهای جهانی نفت، اقتصاد ایران را زیر فشار خردکنندهای قرار داد. با قرار گرفتن ناگهانی میزان صادرات روزانه نفت در سراشیبی سقوط، صدها میلیون دلار از درآمدهای پیشبینی شده نفتی ایران بر باد رفت؛ کل تولید نفت به یکباره نسبت به ماه گذشته با کاهشی ۱۸ درصدی مواجه شده بود. این خونریزی شدید اقتصادی، حکومت شاه را وادار به بازنویسی بودجه کشور، متوقف کردن پروژههای در دست اجرا و قطع برنامههای کمک به کشورهای خارجی کرد. گذشته از این، شاه مجبور شد (برای جبران کسری بودجه) ۵۰۰ میلیون دلار هم از بانکهای اروپایی و آمریکایی وام بگیرد. علت اصلی بحران مالی ایران، تصمیم گستاخانه عربستان سعودی در نشست ماه دسامبر ۱۹۷۶ در دوحه قطر برای به چالش کشیدن افزایش بهای نفت بود؛ امری که به غیر از عربستان، همه کشورهای عضو اوپک کاملا با آن موافق بودند. شیخ احمد زکی یمانی، وزیر نفت عربستان، اعلام کرده بود که دولت این کشور تاثیر افرایش بهای نفت را با افزایش فروش نفت خود با قیمت پایینتر جبران خواهد کرد (۲). تهدید یمانی به اشباع بازار با نفت ارزان هرگز محقق نشد، اما سیستم دو نرخی اوپک عملا تا شش ماه ماندگار شد و ضربات مهلکی بر اقتصاد ایران وارد کرد.
اقتصاددانان برجسته حکومت شاه بعدها تایید کردند که حتی احتمال سقوط بهای نفت نیز هرگز به ذهن دولت خطور نکرده بود (۳). ارزیابی آنها از میزان درآمدهای نفتی با واقعیت فاصله بسیاری داشت، به همین خاطر بهگونهای بیسابقه سرگرم هزینه کردن درآمدها شدند، اما آنچه آنان در انتظارش بودند، هرگز تحقق نیافت. با این حال، پیامدهای بدتری هم در راه بود. تلاش دولت برای ترمیم نظام اقتصادی، فرجامی جز تشدید بحران نداشت. سیاستهای مالی انقباضی (ضد تورمی) دولت، افزایش بیکاری و آشفتگی اجتماعی را در پی داشت و همین امر منجر به "کمک به ایجاد وضعیت پیشا انقلابی کلاسیک" (۴) شد. واکنش شخص شاه به اقدام سعودیها نیز قابل توجه بود. محمدرضا پهلوی برای ترمیم اقتصاد ضعیف ایران و تقویت پایههای حکومت خود، روی قیمت بالای نفت حساب کرده بود. در همین دوره، شاه کار بسیار پرریسک لیبرالیزاسیون سیاسی (تبدیل ساختار سیاسی ایران به ساختاری لیبرال) را در کشور آغاز کرده بود. "ما ورشکست شدهایم"، بیان این جمله در دومین روز از ژانویه ۱۹۷۷، نشانهای از ناامیدی شاه بود. "گویا همهچیز محکوم به شکست و توقف است، در ضمن بسیاری از برنامههایی که داشتیم باید به زمانی نامشخص موکول شوند، همهچیز رفتهرفته سختتر میشود."(۵)
امسال سیامین سالگرد طغیان ناآرامیها در ایران است؛ رویدادی که جرقه شکلگیری انقلاب بود و درنهایت منجر به فروپاشی رژیم سلطنتی، پرواز خانواده شاه به سوی تبعیدگاه و از دست دادن ایران به عنوان یک شریک استراتژیک در غرب آسیا و خلیج فارس از سوی ایالات متحده شد. در حالی که تمرکز بسیاری از پژوهشهای انجام شده در این زمینه تا کنون معطوف به سیاست داخلی، مسائل اقتصادی و فرهنگی و ریشههای اجتماعی انقلاب بود، به نقش منابع مالی دولت - و بخصوص درآمدهای نفتی - در شکلگیری این فاجعه توجه چندانی نشد. انقلاب ایران به دو انقلاب بزرگ دیگر، شباهتهای بسیاری دارد: انقلاب فرانسه در سال ۱۷۸۹و انقلاب اکتبر روسیه در سال ۱۹۱۷. بحرانهای مالی، منشا هر سه این انقلابها بود. در مورد ایران، نوسانات دراماتیک بهای نفت در سال ۱۹۷۷ مورد تایید و اشاره گزارشگران خارجی مستقر در تهران قرار گرفته بود، اما پیرامون علل اساسی تصمیم عربستان سعودی مبنی بر مقابله با افزایش بهای نفت اوپک در دسامبر ۱۹۷۶ و بخصوص نقش دولت جرالد فورد در اتخاذ این تصمیم شوم، تا کنون توضیح چندانی ارائه نشده است.
اسناد اسکوکرافت که شامل نسخههای رونوشت مکالمات، یادداشتها و مکاتبات روسای جمهور ریچارد نیکسون و جرالد فورد، هنری کیسینجر، وزیر امور خارجه، دیگر وزرای کابینه و سران برخی کشورهای خارجی است، فرضهای سنتی پیشین پیرامون "روابط ویژه" ایالات متحده با ایران در دهه ۱۹۷۰ را با چالشهایی جدی مواجه میسازد. این اسناد از تنشهای شدید دوسویه بر سر بهای نفت و هشدارهای فزاینده در کاخ سفید پیرامون بیتوجهی شاه به نگرانیهای (دنیا) از تهدیداتی که به خاطر بهای بالای نفت متوجه اقتصاد جهانی است، پرده برمیدارد. "شاه آمریکا" بودن به کنار، تصویری که از محمدرضا پهلوی در این مدارک ترسیم شده، سیمای متحد سرسختی است که از تامین خواستههای دو رئیسجمهور محافظهکار جمهوریخواه و دیگر مقامات دولت آمریکا همچون هنری کیسینجر - بالاترین مقام ستایشگر شاه و معمار اتحاد استراتژیک آمریکا و ایران در دهه ۱۹۷۰ -سر باز میزند. بر سر نحوه واکنش (به این هشدارها) شکافی در میان رئیسجمهور و مشاورانش پدید آمد. هنری کیسینجر به همکاران بیقرار خود در مورد اعمال فشار بر شاه هشدار داد، چون از جایگزین شدن یک "رژیم رادیکال" و متخاصم هراس داشت.
در پایان، این اسناد جزئیات مفصلی در مورد راههای درازی که رئیسجمهور فورد پیمود تا در ماجرای افزایش مداوم بهای نفت، شاه را در نشست دسامبر ۱۹۷۶ در دوحه متوقف کند، در اختیار ما قرار میدهند. با مطالعه این اسناد میتوان دریافت که این پیروزی برای آمریکا بسیار گران تمام شده است. قطعا نفت به همان اندازهای که در نزدیک شدن این دو رئیسجمهور آمریکا به شاه موثر بود، در جدایی و دور کردن آنها از هم نیز نقش مهمی ایفا کرد.■
***
هفته نامه «ایران در جهان» از این به بعد تلاش خواهد کرد تا مطالب و جزوه هایی را به صورت ویژه نامه منتشر نماید. رویکرد گزینش این مطالب بیشتر جنبه تحقیقی خواهد داشت تا در جهت غنا بخشیدن و در دسترس قرار دادن آخرین مراجع و تحقیقات روز دنیا در مورد ایران گامی برداشته شود.
(۱)
«راند آخر در دوحه»
نوشته: آندرو اسکات کوپر
ترجمه: احسان نوروزی
منبع: میدل ایست جورنال
« راند آخر در دوحه» اولین کار از این مجموعه است که می توانیداینجا نسخه پی دی اف آن را دریافت کنید.
قیمت: برای تداوم فعالیت های نشریه و همچنین استمرار چنین پروژه هایی علاقه مندان در صورت امکان کمک های خود را به حساب پی پل (PayPal) نشریه ارسال نمایند. لطفا کمک های شما از طریق حساب پی پل به حساب (roozbehmirebrahimi@gmail.com ) ارسال شود.
کمک های هرچند کوچک شما حتی در حد یک دلار گردانندگان نشریه را برای تداوم فعالیت های نشریه و حفظ استقلال آنها یاری خواهد رساند.
ترجمه و انتشار جزوه ها و اسنادی از این قبیل حرکتی است در مسیر رسالت اگاه سازی که نشریات مستقل بر عهده دارد. با سپاس فراوان از توجه تان.
صاحب امتیاز هفته نامه
آندرو اسکات کوپر / فصلنامه میدل ایست جورنال / 04/11/2008
به اشتراک بگذارید