نسرین عظیمی / هرالد تریبون بين المللي / 08/04/2009
قلمرو استراتژیک هر دو کشور در خاورمیانه یا نزدیک به آن بود و جمعیت گستردهای از مردم نسبتا متمدن را در دل خود جای میداد (جمعیت ایران و ترکیه به ترتیب ۶۶ و ۷۶میلیون نفر است). اگرچه هیچیک از آنها از اقوام عرب نیستند، اما اکثریت قاطع جمعیت این دو کشور را مسلمانان تشکیل میدهند. این دو کشور بیش از هزار سال است که با یکدیگر رقابت و همکاری دارند.
در اوایل قرن بیستم در هر دو کشور کودتایی رخ داد و در پی آن رضا شاه و آتاتورک بر سر کار آمدند و سپس هر دوی آنها تبدیل به رفورمرهای (اصلاحگران) کشور خود شدند. آتاتورک یک قانون اساسی سکولار را ارائه کرد که حق رای زنان نیز برای اولین بار در آن به رسمیت شناخته شد. ترکیه چنان تاثیر عمیقی بر پادشاه ایران گذاشت که رضا شاه در طول دوران سلطنت خود تنها به این کشور سفر کرد.تا اواسط دهه۱۹۷۰، یعنی همان زمانی که خانواده من از تهران به آنکارا نقل مکان کردند، ایران سرشار از درآمدهای نفتی بود و به نظر میرسید که از هر نظر از همسایه خود پیشی گرفته است. اما ناگهان چند سال بعد ایران یک انقلاب خشونتآمیز و آسیبزا را پشتسر گذاشت و پس از آن هم بهمدت ۸ سال درگیر جنگی خونین با عراق شد. این تحولات موجب شد که بسیاری از نخبگان ایرانی به اروپا و آمریکا بگریزند. بدین ترتیب ایران نزدیک به یک سوم فیزیکدانان و تقریبا نیمی از متخصصان دانشگاهی خود را پس از انقلاب از دست داد و این کشور از استعدادهای موجود و مورد نیاز بیبهره ماند؛ اما تحولات موجب ناامیدی آنها شده بود و فرار از کشور را به قرار در آن ترجیح دادند.در همین دوره زمانی، ترکیه بیتوجه به اعتراضات دانشجویی، کودتاهای نظامی و جنبشهای کارگری، در حال ایجاد یک بستر صنعتی نیرومند بود (در آن زمان این در میان همسایگان ترک ما به یک جوک بدل شده بود که آنها ریش خود را نمیتراشند، تا زمانی که کشورشان توانایی تولید تیغ را داشته باشد). ترکیه مانند ایران اسیر نفت نشد و بهتر از ایران توانست به اقتصاد خود تنوع ببخشد و با پیشگیری از مداخلات خارجی، سرنوشت سیاسی خود را به دست گیرد.امروز ترکیه یکی از قطبهای اقتصادی منطقه است و در گستره وسیعی از آسیای میانه گرفته تا شمال آفریقا، کشوری تاثیرگذار است. ثبات و دوام تصویر سکولار و دموکراتیکی که از یک کشور اسلامی پیشرو به نام ترکیه پدید آمده، نتیجه تلاشهای دیپلماتیک بینظیر مقامات ترکیه بوده است. در سالهای اخیر ترکیه۱۲ سفارتخانه و ۲۰ کنسولگری در سراسر آفریقا ایجاد کرده و سال گذشته هم در استانبول میزبان نخستین اجلاس همکاری ترکیه- آفریقا بود. مقامات بلندپایه ۵۰ کشور آفریقایی در این اجلاس حضور یافتند.
اما ایران در چنین شرایطی به نظر میرسد در باتلاق مناقشات هستهای فرو میرود و این باتلاق هر آن عمق بیشتری هم مییابد؛ ایران خود را درگیر یک ماجرای پایانناپذیر کرده و به همین خاطر است که سه بار با تحریمهای شورای امنیت سازمان ملل مواجه شده است. اجماع جهانی علیه ایران، مردم این کشور را مطرود و منزوی کرده است. در سال۲۰۰۸میزان سرمایهگذاریهای خارجی در ترکیه با افزایشی چشمگیر به رقم۱۴میلیارد دلار رسید، در حالی که این رقم برای ایران تنها یک میلیارد دلار است.از زمان انقلاب اسلامی در ایران، مسیرهایی که دو کشور پیمودند کاملا متفاوت و دور از هم بود. این تفاوت هرگز تا به این اندازه محسوس نبوده است، حتی در نحوه عمل به دستورات اسلامی.
اگرچه در ترکیه یکی از احزاب اسلامگرا بر مسند قدرت نشسته است، اما بستر سکولار این کشور همچنان نیرومند باقی مانده است.سال گذشته کار به جایی رسید که آنها ابتکاری چشمگیر را به کار گرفتند: تاسیس کمیسیونی از متخصصان برای هدایت جریانی که قصد بازنگری در احادیث - گفتههای پیامبر و یکی از مقدسترین منابع دینی در اسلام - را دارد. آنها همچنین تلاش کردهاند که استانداردهای آکادمیک و پژوهشی مشخصی برای رهبران مذهبی خود تعیین کنند تا از این طریق جایگاه آنها بهعنوان مرکز واقعی آموزش اسلامی تقویت شود.
با اینکه در طول تاریخ، در ایران همواره نسبت به اقلیتها با مدارا برخورد شده است، اما اکنون ترکیه در این زمینه (نسبت به ایران) دستبالا را دارد: در ماه مارس امسال دولت ترکیه در ادامه تلاشهای خود برای رها شدن از سایه سنگین بیعدالتیهای گذشته نسبت به اقلیتها و نیز پیوستن به اتحادیه اروپایی، اجازه داد که قرآن به زبان کردی ترجمه شود و در مجموع تلاش میکند تا حقوق سیاسی و فرهنگی اقلیتها را تضمین کند.
چندان تعجبآور نیست که وضعیت زنان در این دو کشور هم بازتابی از دو ایدئولوژی متفاوت و گاه متضاد است: مشهورترین کارآفرین ترکیه زنی به نام گولر سابانجی است. او در راس یک شرکت تجاری چند میلیون دلاری قرار گرفته و بارها در مناسبتهای مختلف توسط دولت از او تقدیر و فعالیتهایش تحسین شده است. از سوی دیگر، مشهورترین شهروند ایرانی، شیرین عبادی، یک زنِ حقوقدان برنده جایزه نوبل است که بهخاطر تلاشهای خود در دفاع از حقوق بشر هر از گاهی مورد اذیت و آزار دیگران قرار میگیرد.
اکنون فقط ۲/۸ درصد از اعضای پارلمان ایران زن هستند، در حالی که در ترکیه این رقم به ۹/۱ درصد میرسد. استعداد و تواناییهای بالقوه زنان ایرانی که ۶۵ درصد از ورودیهای دانشگاه در هر سال را از آنِ خود میکنند، به هدر میرود، آنها با مشکلات عجیبی دستوپنجه نرم میکنند:عمل به دستوراتی در مورد حجاب، که حتی اندازه پوششهای اسلامی آنها را هم معین میکند.
پس از چند سال زندگی من و خانوادهام در ترکیه، اعتماد و اعتقاد دوستان ترک ما به هویت چندگانه و پیچیده خود به شدت ما را تحت تاثیر قرار داد. آنها بهطور غریزی احساس میکردند که ترکیه پلی واقعی میان شرق و غرب است و به آن میبالیدند.چنین به نظر میرسید که مدرنیسم (تجدد)، سکولاریسم، فرهنگ باستانی و فرهنگ اسلامی آنها به سادگی در کنار هم قرار گرفته و ترکیب آنها هویت مستقلی را شکل داده است. فلسفه بیش از هر چیز دیگر به کار این کشور آمده است.
در روایات بسیاری از سرنوشت و تقدیر ملی، ایرانیان امروز به همسایگان ترک خود که مینگرند، آنها را تحسین میکنند، اما پرواضح است که در پس این تحسین، رگههایی از حسادت را هم میتوان یافت.
* نسرین عظیمی مدیر دفتر هیروشیما در موسسه آموزش و تحقیقات سازمان ملل است.
نسرین عظیمی / هرالد تریبون بين المللي / 08/04/2009
به اشتراک بگذارید