RSS

ایران در جهان ۱۱

چرا ایران درعراق "مداخله" می کند؟

ادام شاتز / لس آنجلس تايمز /

اینبار وقتی که دستگاه بوش "شواهدی" را از قول منابع ناشناس وکسانی که هویتشان معلوم نشده معرفی کرد درباره دشمن خطرناک خاورمیانه، مطبوعات آمریکا بطرز قابل ملاحظه ای شکاک بودند.

مشتاق برای خلاص کردن خود از گزارشگری فرمانبردارانه درباره سلاح های کشتارجمعی منتسب به صدام حسین و ارتباط با القاعده، روزنامه نگاران نمی خواستند بار دیگر توسط دستگاه بوش فریفته شوند درحالی که دستگاه بوش زمینه های لازم را برای یک جنگ احتمالی با ایران اماده می کند.اما حتی اگر روزنامه نگاران به صورت دقیق سوالاتی را مطرح کردند درباره اعتبار مدارک وشواهد وانگیزهایی که پشت این آشکارسازی اطلاعات بود، آنها درخصوص اینکه گام دیگری بردارند ونیت اصلی واساسی دستگاه بوش را که پشت اتهام سازی برای ایران است دریابند مردود شدند و آن این است که نقش ایران درعراق بیجا است. برای مثال، مطلب سرمقاله نیویورک تایمز روزسیزدهم فوریه با عنوان "ایران و دعوی خوانان بدون نام"را درنظر بگیرید.هنگامی که درخواست این است که پرزیدنت بوش نیت خود را درخصوص ایران روشن بیان کند، نسبت به "جنگ خانمان سوز دیگر" هشدار می دهد و اظهارات دستگاه بوش را مورد پرسش قرارمی دهد که "بالاترین مقامات ایرانی" اجازه فروش مهمات و مواد منفجره نفوذ کننده دربدنه زره پوش ها را به شبه نظامیان عراقی صادر کرده اند، مقاله اضافه می کند: "ما هیچ شکی درنیت بدخواهانه ایران نداریم، ایرانی دستورشورای امنیت سازمان ملل را برای اینکه برنامه هسته ای اش را متوقف کند به مبارزه طلبیده است و قطعا درعراق دخالت بیجا (فضولی) می کند." بگذارید صریح باشیم: رییس جمهوری ایران، محمود احمدی نژاد، با برگزاری کنفرانس نگین نفی هولوکاست را در نظر بگیرید و اینکه بعد از اضمحلال جنبش اصلاح طلبی ایران تندروها زیرکانه از تهدیدهای بوش بهره برده و به امور زندگی روشنفکرانی که با غرب ارتباط داشته اند پرداخته اند.هنوز منصفانه است که حضور ایران درعراق را "بدخواهانه" بنامیم ، یا حداقل درباره این موضوع، درمقابل می توانیم از عبارت "دخالت بیجا(فضولی) استفاده کنیم(به خاطر حضور 130 هزارسرباز امریکایی درعراق) و بگوییم ایران ممکن است علائق مشروعی در کشوری که همسایه جغرافیایی اش است داشته باشد؟ آیا حضور ایران درعراق به دلیل همان اصولی است که بیشتر کشورهای جهان را – صرف نظر ازبدخواهی کردن- به حرکت وامی دارد یا این کار ایران علاقه مندی برای صدور انقلاب اسلامی است؟ اگر ایران بخواهد استقرار دولتی دوست درعراق را ببیند، دارای دلایل زیادی خواهد بود. برخلاف ایالا ت متحده، ایران توسط عراق مورد حمله قرار گرفته بود در زمان صدام حسینی که حمایت آمریکا را به عنوان ایفای نقش خاکریزی دربرابرانقلاب آیت الله روح الله خمینی بازی می کرد. صدها هزار نفر ایرانی درجریان جنگ ایران وعراق (1980-1988)کشته شدند. وقتی عراق از گاز های شیمیایی علیه سربازان ایرانی استفاده کرد، ایالات متحده به طرز غیرعادی حتی یک اعتراض ساده هم نکرد. بدون هیچ تعجبی، ایران می خواهد مطمئن شود که هیچ دولتی درعراق دیگر موجب تهدید نشود. به همین دلیل است که ایران خیلی آشکار اظهار داشته است که از سرنگونی صدام خوشحال است، اما همچنین از اینکه برحضور نیروهای آمریکایی درخلیج فارس صحه بگذاردو دربرابراینکه بخواهد برکنترل امریکا برعراق صحه بگذارد خودداری کرده است. ایران همچنین خودش را درنقش حفظ کننده منافع شیعه درمنطقه می بیند و به صورت قدرشناسانه و البته محتاطانه ای مورد توجه شیعیان از پاکستان تا لبنان قرارگرفته است. اکثریت شیعیان عراقی، حتی عرب ها و ناسیونالیست هایشان، به شیعیان ایرانی متصل هستند.هم ازطریق پیوندهای خانوادگی وهم ازطریق مذهب. این تهران بود که بسیاری از احزاب شیعه عراقی که امروز درقدرت هستند را دربرابرماموران صدام، درخود پذیرفت.خیلی از روحانیون عراقی در ایران تحصیل کردند و برخی ازآنها مانند آیت الله سیستانی روحانی بزرگ شیعه، درایران متولد شده است. هرعراقی شیعه ای باید به تهران احترام بگذارد، ازجمله سکولارهایی مانند احمد چلبی که عزیزواشنگتن به شمار می رفت.آینده دولت عراق، صریحا بگویم، محتملا تحمل چیزی شبیه یک جمهوری اسلامی قوی تر است تا لیبرال دموکراسی که دستگاه بوش درافکار عمومی ازآن پشتیبانی می کند یا یک نوع "صدامیسم" بدون صدام که برخی ازکسانی که ازحمله به عراق حمایت می کرده اند، آن را پینشهاد کرده اند. به همین جهت است که ایران به عنوان پشتیبان قدرت متحدان شیعه درعراق بوده است وتجهیزشبه نظامیان شیعه که حملات سنی ها را به مردم و مکان های مذهبی شان پاسخ بگویند، ممکن است مورد علاقه واشنگتن نباشد اما"دخالت بیجا"، کلمه صحیحی برای ان نخواهد بود. هنگامی که به رفتارایران فکر می کنیم، مهم است که به یاد بیاوریم که ایالات متحده تصمیم جدی گرفته است که ازنفوذ ایران درمنطقه کاملا جلوگیری کند، حتی به وسیله نیروی اسلحه- اگرلازم باشد. از نقطه نظر ایران، ایالات متحده یک دشمن کینه توز است که پیش درامد های دیپلماتیکش جلوگیری کرده است. هیچ کشوری دوست ندارد دشمنش را درمستقر درحیاط خلوتش ببیند. اگر رهبری ایران ، ایت الله خامنه ای با لحن تندورانه محمود احمدی نژاد مخالفت نکرده است، ممکن است به خاطر این باشد که او فکر می کند مستحق پاداش است تا اینکه مجازات وسرزنش شود برای مثال برای پافشاری ایران عراق و افغانستان. چنانکه گرث پورتر اخیرا در آمریکن پراسپکت گزارش داد، ایران درمی ماه سال 2003 درست بعد ازسقوط بغداد پیشنهاد" معامله بزرگ" را با امریکا مطرح کرد. دراین طرح، پیشنهاد شده بود که طرح 2002 برای راه حل دو دولت برای حل مساله فلسطین واسراییل دوباره مطرح شود و همچنین به حمایت از نیروهای نظامی فلسطینی و همچنان حزب الله لبنان پایان داده شود و درمقابل روابط دیپلماتیک با ایالات متحده ازسرگرفته شود. به صورت نابهنگامی با این پیام "ماموریت باموفقیت به پایان رسیده است"، دستگاه بوش برطبق گزارش ها طرح ایران را نادیده گرفت وبعد ازآن برطبق بسیاری ازشواهد ترجیح داده است که سیاست تغییر رژیم تهران را پی بگیرد تا مثلا گفت وگو با تهران را که توسط گروه مطالعه عراق هم پیشنهاد شده بود. برای این پایان، دستگاه بوش به لاس زدن با مجاهدین خلق ایران که به عنوان MEK شناخته می شوند، یک گروه عجیب و غریب مائویی مسلح دینی که مخالف جمهوری اسلامی است و کرارا حملاتی را درزمان صدام حسین به ایران صورت داده است، پرداخت.با توجه به موقعیت ماجراجویانه دوبت بوش، دولت ایران ممکن است به این نتیجه رسیده باشد که با کشته شدن صدام حسین و شیعیان درقدرت درعراق، منافع تهران به بهترین نحوی با خروج سربازان آمریکایی ازعراق تامین می شود. حتی اگر عراقی ها در خارج کردن نیروهای آمریکایی ازعراق شکست بخورند، یک باتلاق عمیق مفید خواهد بود که توجه را از برنامه اتمی تهران به دور کند و به ایالات متحده یادآوری کند که برای خروج شرافتمندانه ازعراق نیازمند ایران است.مانند هردولت دیگری، جمهوری اسلامی به دنبال نگهداشتن وحفظ خودش است. اما ، دوباره، آیا این یک نیت بدخواهانه است یا یک نتیجه گیری هوشیارانه؟ ایران، ازسوی دیگر، دلیل واقع بینانه دیگری برای حضور درعراق دارد. حضور ایرانی ها درعراق حضوری بدخواهانه تعبیرشود، تنها توسط کسانی که گمان می کنند نیت امریکا درعراق مهربانه است.دریک روایت منصفانه از داستان دلیل آمریکا برای اشغال عراق ممکن است تغییر کند (ازاینکه دولت صدام حسین نابود شود تا ازبین بردن سلاح های کشتارجمعی تا ایجاد دموکراسی برای جلوگیری ازجنگ داخلی به دلیل حمله آمریکا)، اما توجه کنیم که آنها که همیشه دربرابر برنامه های ما مقاومت می کنند، بدخواه می شوند.جریان لیبرال به این دیدگاه درعراق نزدیک شده است که جنگ عراق فاجعه سیاست خارجی بعد ازجنگ ویتنام است . با مشاهده پارامترهای سیاست آمریکا شما ممکن است بپرسید آیا بوش حقیقت را درباره بمب های طراحی شده ایرانی می گوید ، اما شما نباید بپرسد که آیا ایالات متحده حضور 130 هزار ایرانی را آن سوی مرزهایش تحمل خواهد کرد. چیزی که شما ممکن است ان را "دخالت بیجا" دربین النهرین بنامید.■

ادام شاتز / لس آنجلس تايمز /

 

بالای صفحه